ADVERTISEMENT
Home > Afghanistan > Kabul > Doctor > Dr Abdul Sami Faqiri

Dr Abdul Sami Faqiri

(0 Rate)
Ferdous Hospital
+93799134268
(0 Rate)
Ferdous Hospital
+93799134268

About :

دوست ها لیست فریندها یم تکمیل شده صفحه جدیدم درخدمت تان هستم.
ADVERTISEMENT

Contact:

Ferdous Hospital ,1234
+93799134268

Other Information

Categories:

Doctor
Inappropriate listing?Request for Deletion
Close request for deletion form
ADVERTISEMENT

Featured Articles:

2022-03-01

#فزیولوژی_سیستم_هضمی (Physiology of Digestive System)n(بخش 7)nnاسهال (Diarrhea)nتخلیه غیر نارمل و مکرر مواد غایطه آب گونه از سبب حرکات سریع مواد غایطه از طریق امعاء بزرگ بنام اسهال یاد می شودnاسبابn‌أ) Enteritisnبه معنی انتان است که از سبب وایرس یا باکتریا بوجود آمده باشد -- افزایش ترشح و تحریک طرق معدی معایی -- اسهال n‌ب) اسهال سایکولوژیکnاز سبب اختلاطات سایکولوژیک بوجود می آید -- افزایش تنبیه پاراسمپاتیک -- افزایش ترشح و تحریک طرق معدی معایی -- اسهالn‌ج) Ulcerative colitisnالتهاب و تقرح کولون از سبب عکس العمل های الرژیک یا اوتوایمیون ß افزایش تحریک ß افزایش حرکات کتلوی ß اسهال nn nاسهال که به سبب توکسین کولرا بوجود می آیدnnتوکسین کولرا به کانال کلوراید حجرات ستر کننده کرپت های Lieberkuhn وصل می شود --آیون های کلوراید از حجرات ستر کننده بداخل کرپت های جریان می نماید -- این باعث تحریک پمپ سودیم می گردد که آیون های سودیم را بداخل کرپت پمپ می نماید ß این باعث افزایش ازموس آب بداخل کرپت ها می گردد ß اسهالnnاستفراغ (emesis)nبه معنی خارج شدن محتویات معدی معایی از طریق دهن استnمکانیزمnتخرشیت، فرط توسع یا فرط تحریک پذیری طرق معدی معایی علوی ß سیاله های مرسله از طریق vagus ها و فایبر های سمپاتیک ß مرکز استفراغ نزدیک tractus solitaries بصله ß سیالات موسله از طریق اعصاب 5، 7، 9، 10 و 12 قحفی به طرق معدی معایی علوی و از طریق اعصاب نخاعی به دیافراگم و عضلات بطنی ß تاثیرات ذیل بوجود می آیند:n1. تنفس عمیقn2. استخوان hyoid و حنجره بلند می شوند تا معصره علوی مری باز شودn3. گلوتس بسته می شودn4. حنک نرم بلند می شود تا سوراخ خلفی بینی بسته شوندn5. دیافراگم و عضلات بطنی تقلص می نماید و معده را تحت فشار قرار میدهند.n6. از ایلیوم Antiperistalsis آغاز می شود.n7. استرخای معصره سفلی مری ß تمام این تاثیرات محتویات معایی را تیله می نمایند تا به معده، مری و دهن برگردند.nn nساحه Chemo-receptor trigger zonenعبارت از یک ساحه کوچک در دماغ است که با وارد شدن تنبیه بالای آن استفراغ بوجود می آید.nموقعیتnدر زمین بطین چهارم در یا بالاتر از ساحه postremanتوسط عوامل ذیل تحریک می شود: Apomorphine، morphine، مشتقات digitalis ß سیاله ها از هسته های دهلیزیnnمرض سفر Motion sicknessnیک حالتی است که در آن حرکات تغییر کننده سریع بدن باعث استفراغ می گرددnمکانیزمnحرکت -- آخذه های labyrinth را تحریک می نماید -- سیاله ها از طریق نوه های دهلیزی به مخیخ ß بعداً به chemoreceptor trigger zone ß بالآخره به مرکز استفراغ -- استفراغnnدلبدیnعبارت از احساس نامطبوع است که بصورت یک علایم ابتدائی استفراغ واقع می شود یاnاسبابn1. سیاله های مخرش از طرق معدی معاییn2. سیالات از قشر دماغیn3. سیالات مرتبط با motion sicknessnn nانسداد معدی معاییnاسبابn1. فتقn2. تقبض فایبروتیک از سبب تقرح یا التصاقات پریتوانیn3. سپازم بخش از GITn4. فلج بخش از GITn5. کنسرnمحلات و پیامد انسدادn1. انسداد پایلورس باعث تغییرات ذیل می شودn· استفراغ محتویات معدیn· انحطاط تغذیn· الکلوز از سبب ضیاع اسیدn2. انسداد ناحیۀ پائینتر از پایلورسn· استفراغ محتویات معدی معایی علویn· دیهایدریشن از سبب ضیاع آب و الکترولایت هاn· موازنه اسید-بیز از سبب ضیاع مساویانه HClو HCO3 مختل نمی شودn3. انسداد محلات نزدیک به نهایات سفلی امعای کوچک باعث تغییرات ذیل می گرددn· استفراغ از لحاظ وصف غایطی می باشدn· اسیدوز از سبب ضیاع HNO3n4. انسداد در نزدیک نهایت معده امعای غلیظه باعث تغییرات ذیل می شودn· قبضیت شدیدn· استفراغ از لحاظ وصف غایطی می باشدn· دیهایدریشن و شاک دورانی از سبب استفراغ شدیدn· تمزق امعاء از سبب انسداد دراز مدتnnگازات در طرق معدی معاییn1. هوای بلع شدهn2. توسط عمل باکتریایی تشکیل می شودn3. از خون بداخل طرق معدی معایی نفوذ می نمایدnشاملn1. معده = N2, O2n2. امعای کوچک = CO2n3. امعای بزرگ = CO2، 6CH4 H2، O2، N2nn nسندروم Zollinger-Ellisonnاین سندروم توسط فرط ترشح معدی و قرحات پپتیک از سبب افزایش ترشح گسترین توسط تومور های پانکریاس که بنام gastrinoma ها یاد می گردد مشخص می شودnn nسندروم Blind loop syndromennاین سندروم توسط stasis محتویات امعای کوچک و افزایش رشد باکتریا در داخل لومن امعای کوچک مشخص می شودnاعراضn1. سوء جذب ویتامین B12 -- کمخونیn2. ستیاتوریا Steatorrhean nدمپنگ سندروم Dumping syndromenاین سندروم توسط دلبدی، ضعف و palpitation مشخص می شود که به تعقیب اخذ غذا توسط مریض که تحت عملیه gastrectomy و gastrojejunostomy قرار گرفته باشد بوجود می آید.nnالکلاین داید Alkaline didenn= افزایش گذری در قلویت ادرار هنگام حاملگیnnاسید داید Acid didenn= افزایش گذری در اسیدیتی ادرار هنگام حاملگیnnرنگ غیر نارملn1. رنگ خاکی = در یرقان انسدادیn2. رنگ سبز = از سبب biliverdinn3. رنگ زرد = از سبب bilirubinn4. رنگ سیاه = از سبب آهن یا خونریزی در طرق معدی معایی.n nکاپی

ADVERTISEMENT

2022-03-01

#فزیولوژی_سیستم_هضمی (Physiology of Digestive System)n(بخش ۶)nnاختلالات طرق معدی معاییnفلج مکانیزم بلعnاسبابn1. تخریب اعصاب 5، 9 یا 10 قحفیn2. تخریب مرکز بلع مثلاً در Poliomyelitis یا encephalitisn3. اتروفی عضلیn4. ناتوانی انتقال عصبی عضلی مثلاً در myasthenia gravisnتاثیراتn1. بلع صورت گرفته نمی شودn2. ناتوانی گلوتیس در باز شدن -- غذا بداخل ریه ها عبور می نمایدn3. ناتوانی حنک نرم و uvula برای بستن سوراخ های خلفی بینی -- غذا بداخل بینی عبور می نمایدn nاکلیزیا Achalasianحالتیست که در آن معصره سفلی مری هنگام فعل بلع استرخا نموده نمی تواند بناءً غذا از طریق مری بداخل معده عبور نموده نمی تواندnسببnپتالوژی یا عدم موجودیت ضفیره myenteric در 2/3 سفلی مریn nمیگا ابزوفگوس Mega-esophagusnدر achalasia، مری قادر نیست که غذای بلع شده را به معده تخلیه نماید بناءً مری بزرگ می شود، این حالت بنام esophagus یاد می شود.n nگسترایتس Gastritisnالتهاب غشای مخاطی معده بنام gastritis یاد می شودnسببnالتهاب و افزایش نفوذ پذیری مانعه معدی که آیون های H را اجازه میدهد تا بداخل اپتلیم معده وارد شود. آیون های H باعث تخریب و اتروفی غشای مخاطی معده می گردد.n nمانعه معدی (Gastric barrier)nترکیب از دو فکتورn‌أ) مخاط لزوج و چسپانده که توسط حجرات مخاطی اپتلیم معده ترشح می شود.n‌ب) Tight junction ها در بین حجرات اپتیلی مجاورnnاتروفی معدهnضیاع یا کاهش جسامت غشای مخاطی معده که باعث ضیاع غدوات معدی می گردد بنام اتروفی معده یاد می شودnاسبابn1. التهاب مزمن معدهn2. اوتوایمیونتی Autoimmunity در مقابل غشای مخاطی معده منجر به حالات ذیل می گردد.n‌أ) Achlorhydria= ناتوانی در ترشح HCl (pH از 6.5 پائین شده نمی تواند)n‌ب) Hypochlorhydria= کاهش ترشح HCln‌ج) Pernicious anemia از سبب ضیاع فکتور داخلی -- ویتامین B12 جذب شده نمی تواند.nnقرحه پپتیک (peptic ulcer)nضیاع قسمتی از غشای مخاطی توسط عمل هضمی عصاره معدی بنام قرحه پپتیک یاد می شود.nمحل قرحه پپتیکn1. چند سانتی متر اول اثناعشرn2. نهایت antral انحنای صغیر معدهn3. نهایت سفلی مریn4. قرحه marginal که در امتداد حوافی مدخل غیر نارمل که در بین معده و بعضی قسمت های امعای کوچک بوجود می آید.nسبب اصلی قرحهnبرهم خوردن تعادل بین سرعت ترشح عصارۀ معدی و درجه محافظت که توسط مانعه مخاطی معدی معایی و خنثی سازی عصارۀ معدی توسط عصاره اثناعشری اعمال می شود.nnمحافظت در مقابل قرحه پپتیکn1.ترشح مخاط توسط غدوات مخاطیn2. بای کاربونیت HCO3 عصاره پانکریاسی و صفراn3.نهی عکسوی ترشح اسید ناشی از موجودیت اسید در اثناعشرn4. سکرتین Secretin ترشح شده در مقابل اسید باعث ترشح HCO3 پانکریاسی می شود.n nاسباب قرحه پپتیکn1. مکروب H.pylorin2. افزایش ترشح اسید و پپسینn3. کاهش ترشح مخاطn4. ارثیتn5. الکول و اسپرینn6. ترشح غیر نارمل مخاطn7. فکتور های روحی که باعث stress anxiety می شود.n8. افزایش تنبیه vagal بخاطریکه باعث افزایش ترشح اسید می گردد.n9. افزایش تنبیه سمپاتیک، بخاطریکه غدوات brunner اثناعشر را نهی می نمایدnتداویn1. کاهش حالت سترسn2. ادویه انتی اسید برای خنثی سازی HCln3. دوای Cimetidine که آخذه های H2 هستامین را بلاک می نمایدn4. پرهیز از سگرت کشیدن، الکول نوشیدن و اسپرینn5. عملیه Vagotomy یا برداشتن قسمت قرحوی معدهnn nاسباب هضم غیر نارمل غذا در امعاء کوچکn‌أ. Pancreatitisn‌ب. بلاک پاپیلای vatern‌ج. برداشتن راس پانکریاس از سبب malignancyn nالتهاب پانکریاس Pancreatitisnالتهاب پانکریاس بنام pancreatitis یاد می شودnانواعn1. التهاب حاد پانکریاسn2. التهاب مزمن پانکریاسnاسبابn1. الکولn2. بلاک امپول vater توسط سنگ صفراوی -- trypsinogen تجمع می نماید و بالای نهی کننده trypsin غالب می شود -- مقدار کم فعال می شود تا trypsin را بسازد -- سایر انزایم ها نیز فعال می شوندnیادداشت: جزایر لانگرهانس توسط pancreatitis بصورت قابل ملاحظه متاثر نمی شود -- بناءً ترشح انسولین ادامه پیدا می کند -- پانکریاس را هضم می نماید.nnسپرو Spruenسوء جذب یا کاهش قابلیت جذب توسط غشای مخاطی امعاء بنام sprue یاد می شود.nانواعn‌أ) Non-tropical spruenبنام idiopathic sprue، celiac sprue یا انتروپتی حساس در مقابل gluten نیز یاد می گردد.nسبب: توکسین گلوتین موجود در گندمnتاثیر: Microvilli را تخریب می نماید باعث کاهش ساحه جذب می گردد.n‌ب) Tropical spruenسبب: التهاب غشای مخاطی امعاء توسط عوامل انتانیnتداوی: توسط عوامل ضد باکتریاییnnتاثیرات spruen· آیدیوپتیک ستیاتوریا Idiopathic steatorrhea (یعنی تزاید شحم در مواد غایطه)n· کمبود غذائی-- ضیاع وزن بدنn· کمبود ویتامین B12 -- pernicious anemian· کمبود ویتامین k -- تحثر غیر مکملn· کمبود کلسیم -- osteomalaciannانترایتس Enteritis ناحیوی و appendicitisnانترایتس ناحیویnبه معنی التهاب ایلیوم نهائی است.nسببnپروسه انتانی یا عکس العمل های الرژیک یا autoimmunen nاپندیسایتس Appendicitisnبه معنی التهاب اپندکس استnسببnانتان واقعی در اپندکسnاعراض هر دوn1. درد کرمپ مانند که به قسمت وسط بطن راجع می شودn2. نهی تحرکیب معدی معایی از سبب عکساتn3. انسداد حاد امعای رقیقهn4. استفراغnnقبضیت (Constipation)nبه معنی حرکت بطی مواد غایطه از طریق امعاء بزرگ است که توأم با مقادیر بزرگ مواد غایطه سخت و خشک می باشد.nاسبابn1. فایبر های غذائی کمn2. عادات غیر منظم معاییn3. نهی ارادی عکسات تغوطn4. استفاده بیشتر مسهل ها که باعث قبضیت در اواخر زندگی زمانیکه شخص مسهل ها را نمی گیرد.n5. سپازم sigmoidn6.کولون atonicn7. حاملگیn8. عدم فعالیت فزیکیnnسندروم امعاء تخریش پذیر (irritable bowel syndrome)nاین سندروم توسط قبضیت و اسهال مکرر و متناوب مشخص می شود.nاسبابn· قبضیت توسط سپازم امعا بوجود می آیدn· اسهال توسط افزایش ترشح مخاط بوجود می آید.n nمرض Hirschprung (megacolon)nدر قبضیت شدید، مقادیر بزرگ مواد غایطه در کولون تجمع می نماید که بدینوسیله باعث بزرگ شدن جسامت کولون می گردد این حالت بنام مرض Hirsch prung یاد می شود.nسببnعدم موجودیت عقدات در ضفیره myenteris در بخش کولون سگمویدnnکاپی

ADVERTISEMENT

2022-03-01

#فزیولوژی_سیستم_هضمی (Physiology of Digestive System)n(بخش ۵)nnهضم شحمnلپیدهای كه در غذا وجود دارند عبارتند از: ترايگليسرايد، فاسفولپيد، كولسترول و ایسترهاي كولسترول nهضم در جوف دهنnوجود نداردnnهضم در معده: tributyrase باعث هضم تراي بيوتايرين(شحم مسكه) ميشود.nnهضم در امعا رقيقه: n‌أ) amulsification شحم: تجزيه گلوبولهاي شحم به جسامت هاي كوچك توسط نمک ها صفراوي بنام املسيفيكيشن ياد ميشود. nميكانزم: قسمتي از نمک های صفراوي كه در شحم منحل است، در طبقه سطحي گلوبيول شحم حل ميشود. در حاليكه قسمت منحل در اب ان بطرف خارج در محيط مايع متوجه است. كه اين طرز موقعيت كشش متقابل را تنقيص ميبخشد. توسط تحريك peristalsis، گلوبيول هاي شحم به ذرات كوچك تر تجزيه ميشوند. قابل تذكار است كه املسيفيكيشن توسط lactitin تقويه ميشود. nوظيفه: nاملسيفيكيشن مساحت سطحي شحم را تزايد بخشيده كه بدينصورت lipase ميتوانند بالاي سطح ان عمل نمايد.n‌ب) Lipase پانکریاسی:n ترايگلسرايد -- اسيدهاي شحمي ازاد و 2 مونوگلايسرايد.n‌ج) فاسفولايپيز A2 پانکریاسی:n فاسفولپيد ها را هايدروليز مينمايد.n‌د) Cholesterol ester hydrolase پانکریاسی:n اسيدهاي كولسترول را هايدروليز مينمايد.n‌ه) لايپيز معايي: nتراي گلسرايد -- اسيدهاي شحمي ازاد و 2 مونوگلايسرايد.nنوت: املاح صفراوي هضم شحم را تسريع ميبخشد.nnهضم پروتين هاnپروتينهایکه در غذا وجود دارند شامل پروتين حيواني و پروتين نباتي ميباشد.nالف) هضم در جوف فمn وجود ندارد.nب) هضم در معده:n پپسين در pH2.3 فعال بوده اما در pH 5 غير فعال ميباشد. پپسين پروتين را به پروتيوزها، پيپتون ها و پالي پپتايد هاي بزرگ تبديل نموده و همچنان كولاژن را هضم مينمايد.nج) هضم توسط پپتايديز پانکریاس:nتريپسين و كايمو ترپسين: پروتيوزها، پپتون ها و پالي پپتايدهاي بزرگ را به پالي پپتايدهان كوچك پارچه می نماید. nكاربوكسي پالي پپتايديز: امينواسيدهاي منفرد را از نهايت كاربوكسيل پالي پپتايدها جدا مينمايد.nد) هضم توسط پپتايديز هاي اپيتيلي معايي: nامينو پپتايديز امينو اسيدها را از نهايت امينوي پالي پپتايد ان قطع مينمايد. در حاليكه دايپپتايديز داي پپتايدها را به دو امينواسيد جدا ميسازد.nnجذب در معدهn· معده بسياري از مواد را بطور جزيي جذب نموده و علت ان اينست كه:nـــ معده فاقد ويلاي جاذب است.n ــ دربين حجرات اپيتيلي ان تايت جنكشن ها وجود دارند.n· معده قسما مواد منحل در شحم را (از قبيل الكول و اسپرين)جذب مينمايد.n nجذب در امعا رقيقهnجذب در امعا رقيقه به اندازه اعظمي صورت ميگيرد.بخاطریکه:n ــ مخاط کوچک معایی در داخل التوا های معایی وجود دارد.nــ ويلاي در تمام بخشهاي سطحي طبقه مخاطي امعاي رقيقه وجود دارد.nــ سرحدات برس مانند (كه حاوي 600 مايكروويلاي میباشد) در هر حجره اپتيلي امعای رقيقه وجود دارد.nمساحت مجموعي جذبn250متر مربعnمكانيزمهاي اساسي جذب nالف. انتقال فعالnب. Diffusion ( و ازموسز)nج. pinocytosisn nجذب آبn توسط عمل ازموس صورت ميگيرد. nميكانيزم: nغذاي هضم شده و ايون هاي جذب می شود -- كايم، هايپوتونيك می شود -- اب از كايم هايپوتونيك كه حاوي اب اضافي ميباشد به حجرات اپتيلي و بعدا به خون داخل ميشود. nمقدار جذب شده: 99%n nجذب سوديمn توسط مکانیزمهای ذیل صورت میگیرد: n· انتقال فعال (در غشاي حجروي قاعدوي- جنبي) n· انتشار (سرحد برس-مانند) nميكانيزم: n· سوديم بصورت فعال از داخل حجره اپتيلي به مسافه داخل الحجروي از طريق غشاي قاعدوي جنبي منتقل ميشود. n· حالا غلظت سوديم در داخل حجره پایین است اما در جوف امعا بلند است بنابران سوديم بداخل حجره از سبب گرادينت غلظت نفوذ ميكند. nمقدار جذب شده n25-35 گرام في روزnnتأثير الدوسترونnالدوسترون كه از غدد فوق الكليه ترشح ميشود در عكس العمل به ديهايدريشن ترشح شده، جذب را توسط حجرات اپتيلي معايي تقويه نموده و باعث تزايد ثانوي در جذب Cl و اب ميشود.nnجذب Clnتوسط دفیوژن منفعله در اثنا عشر و جيجونم جذب ميشود.nميكانيزم:nسودیم Na جذب میشود -- منفيت برقي در كايم و مثبت بودن برقي در حجرات اپتيلي -- كلورايد به سبب گرادينت برقي بداخل حجرات اپتيلي نفوذ مينمايد. nnجذب HCO3nبصورت غير مستقيم در اثنا عشر و جيجونم جذب میشود. nميكانيزم:n سودیم بای کاربونیت HCO3 با H (در تبادله با Na ترشح ميشود.) در جوف امعا تركيب می شود -- H2CO3 تشکیل می شود -- بعدا به H2O و C02 تجزیه میشود كه بعدا بداخل حجرات اپتيلي و بعدا به خون جذب ميشوند.n nميكانيزم تبادله Cl-HCO3 در ايليوم و امعا غليظهnحجرات اپتيلي ايليوم و امعا غليظه كلورايد را بصورت فعالانه جذب نموده مقدار معادل HCO3 را ترشح مينمايد كه اين مكانيزم بنام مكانيزم تبادله كلورايد-باي كاربونيت ياد ميگردد. nاهميت:nبای کاربونیت HCO3 محصولات اسيدي را که توسط باکتریا تولید میشود، خنثي مينمايد .nاين مكانيزم توسط باكترياي كولرا، باسيلهاي كولون، و ستافيلوكوكس تنبيه ميشود.n nجذب ساير آيونها:n‌أ) Ca++: بصورت فعال از اثناعشر جذب ميشود.n‌ب) Fe++: بصورت فعال از امعا رقيقه جذب ميشودn‌ج) Mg++, K+, PO4: توسط طبقه مخاطي بصورت فعالانه جذب ميشود.n nجذب قندهاn· جذب گلوكوز: n(الف) Na-Glucose co transport (انتقال فعال ثانوي در سرحد برس مانند): گلوكوز و سوديم با محلات اخذوي پروتين ناقله در سرحد برس مانند حجره اپتيلي وصل ميشود -- تغيير كانفارميشنل -- گلوكوز و سوديم به داخل حجره اپتيلي منتقل ميگردد. n(ب) گلوكوز توسط انتشار تسهيل شده از حجره اپتيل بداخل مسافه داخل الحجروي منتقل ميشود.n·جذب گلاكتوز nعينا مانند گلوكوز ميباشد.n· جذب فركتوز nتوسط انتشار یا دفیوژن تسهيل شده از جوف امعا بداخل حجره اپتيل منتقل ميشود. در حجره اپتيلي ، فركتوز به گلوكوز تبديل شده كه بعدا حجره اپتيل را توسط انتشار تسهيل شده ترك مينمايد.nnجذب پروتينها:nدر پنج مرحله ذيل صورت ميگيرد:n1. تشكيل micelle: قسمت هاي منحل-در-شحم املاح صفراوي به گلوبيول شحمي كوچك متراكم شده درحالیکه قسمت منحل در اب ان به سمت خارج متوجه است كه اين حالت بنام مسيل ياد ميشود. محصولات نهايي هضمي شحم مانند اسيدهاي شحمي ازاد و 2-مونو گلایسرايدها در گلوبيول شحمی مركزي مسيل حل ميشود.n2. وظيفه عبوركننده micelle : مسيل هاييكه حاوي اسيدهاي شحم ازاد و 2- مونوگلسريد باشند به سرحد برس مانند مايكروويلاي منتقل ميشود. اسيدهاي شحمي ازاد و 2-مونوگلسرايدها از مسيلهاي تخليه شده منتقل ميشود و مسيل دوباره به كايم منتقل شده تا مقدار بيشتر اسيدهاي شحمي و 2-امينوگلسرايدها را جذب نمايد. اين بنام وظيفه عبور كننده مسيل هاي اسيد صفراوي ياد ميشود.n3. جذب اسيدهاي شحمي ازاد و 2- مونو گلسرايدها: اسيدهاي شحمي ازاد و2-مونوگلسرايدها از طريق سرحدات برس مانند بداخل حجره اپتيلي از سبب انحلاليت شحم نفوذ مينمايد.n4. ساختن كايلومايكرون: در حجرات اپتيلي امينواسيدهاي ازاد و دو امينوگلايسرايد هاي توسط اندوپلازميك رتيكولم لشم به تراي گلسرايدهاي جديد تبديل شده كه بعدا با كولسترول جذب شده ويا جديدا متراكم شده (قسمت منحل در شحم بطرف مركز و قسمت منحل در اب بطرف سطح) و به شكل گلوبيول ساخته ميشود.n5. انتقال كايلومايكرون بداخل lacteal ها: nازحجرات اپتيلي، كايلومايكرون به داخل مسافات بين الحجروي نفوذ می نماید -- lacteal هاي مركزي villi -- قنات صدري -- اورده کبیره عنق nنوت: چندين زنحير كوتاه اسيدشحمي مستقيما به خون باب جذب ميشود.nnجذب و ترشح مواد در امعاي غليظه n1. ايون سوديم بصورت فعال جذب ميشود.n2. كلورايد در نتيجه گرادينت برقي كه توسط جذب ايون سوديم ايجاد ميگردد، جذب ميشود.n3. اب توسط عمليه ازموس ازسبب گرادينت غلظت جذب ميشود.n4. بای کاربونیت HCO3 بصورت فعال در تبادله با كلورايد افرازميشود.nnظرفيت جذب اعظمي امعاي غليظهnامعاي غليظه در هر روز ميتواند مقدار اعظمي 5-7 ليتر مايعات و الكتروليت ها را جذب نمايد.nسبب اسهالn زمانيكه مقدار مجموعي مايعات و الكتروليت ها اضافه تر از 5-7 ليتر باشد مقدار اضافي ان در مواد غايطه بشكل اسهال تظاهر مينمايد.n nتشكل مواد توسط عمل باكتريايي در امعاي غليظهnمواديكه توسط عمل باكتريايي در امعاي غليظه تشكيل ميشوند شامل ويتامين K+ ، ويتامين B12 ، تيامين و riboflavin و گازات مانند CO2, H2, CH4 ميباشند.nnمواد غايطه n‌أ. ¾ حصه ان مایع است.n‌ب. ¼ حصه ان جامد بوده و شامل مواد ذیل است:n· باكتريای مردهn· شحمn· مواد غير عضويn· پروتينn· غذاي ناهضم شدهn· صباغات صفراويn· حجرات اپتيلي تفلس شده nرنگ نارملnرنگ ان نصواري بوده و ناشي از مشتقات بيليروبين میباشد. n‌أ) stercobilinn‌ب) urobilinnبوي مواد غايطه nبوی ان ناشي است از: n‌أ. indolen‌ب. skatolen‌ج. Mercaptaln nnکا پی

ADVERTISEMENT

ADVERTISEMENT
2022-02-28

#فزیولوژی_سیستم_هضمی (Physiology of Digestive System) n(بخش ۴)nnترشحات پانکریاسيnاين ترشحات در عكس العمل به موجوديت كايم در امعاي رقيقه علوي افراز ميشوند.Acinus ها انزايم هاي هضمي را افراز نموده در حاليكه duct ها ، NaHCO3 را افراز مينمايد.nnانزايمهاي عصاره پانکریاسیn1. انزايم هاي پروتيولايتيك ان شامل تريپسين، كايموترپسين و كاربوكسي پالي پپتايديز، رايبونيوكليز، دي اوكسي رايبونيوكليز ميباشد.n فعال ساختن انزايمهاي پروتيولايتيك: انزايم هاي پروتيولايتيك شامل (ترپسينوجن، كايمو ترپسينوجن و پروكاربوكسي پالي پپتايديز) بوده و به شكل غير فعال ميباشد. تريپسينوجن توسط انتروكاينيز( كه توسط طبقه مخاطي معايي افراز ميشود) و تريپسين كه قبلاً تشكيل شده فعال ميشود. كايموترپسينوجن و پروكاربوكسي پپتايديز توسط ترپسين فعال ميشود.n نهي كننده ترپسين: آن حجرات پانکریاس كه انزايم هاي پروتيوليتيك را افراز ميكند درعين زمان نهي كننده ترپسين را نيز افراز مينمايد كه بدينوسيله ازفعال شدن ترپسين پانکریاس جلوگيري ميكند.n2. انزايمهاي تجزيه كننده قندها: امايليز پانکریاسی.n3. انزايمهاي لايپولايتيك مانند لايپيز پانکریاسی، كولسترول استريز و فاسفوليپيز.nn nافراز ايونهاي HCO3n‌أ) CO2 با H2O تحت تاثير كاربونیك انهايدريز در سايتوپلازم حجرات تیوبیولی تركيب می شود -- H2CO3 را ميسازد -- بعدا به H+ و ايون هاي HCO3 پارچه ميشود -- HCO3- بصورت فعال در داخل جوف duct ها افراز ميشود.n‌ب) H+در تبادله با Na+ به داخل خون انتقال نموده و Na+ به جوف duct ها افراز ميشود.n‌ج) Na+و HCO3- باعث ازموس H2O به داخل جوف duct ها ميشود.nیادداشت: عصاره پانقراصي حاوي غلظت بلند HCO3- بوده اسيدي را كه از معده به اثناعشر آزاد ميشود، خنثي ميسازد. nترشح روزانه عصاره پانقراصي 1200مليليتر و pH ان 8.0 ميباشد.n nمنبهات اساسي براي ترشح عصاره پانکریاسیnشامل اسيتايل كولين، گسترين، كوليسيستوكنين و سكرتين ميباشد. n nتنظيم افرازات پانکریاسیn1. تنظيم عصبي: در مراحل راسي و معدي افرازات معدي -- تنبيه واگوسي پانکریاسی -- مقادیر انزايم هاي ذخيروي و افراز شده اسينسها را تنظیم مینماید.n2. تنبيه هورموني: (الف) سكرتين در عكس العمل به كايم اسيديك افراز می شود -- باعث افراز مقادیر زیاد مايع كه حاوي غلظت بلند HCO3 است، ميشود. (ب) كوليسستوكنين كه در عكس العمل به شحم و پپتايد در كايم افراز می شود -- باعث افراز مقادیر بزرگ انزايم هاي هضمي از پانکریاس ميگردد. (ج) گسترين در مرحله معدي ترشحات معدي، افراز می شود -- باعث افراز اضافي انزايم هاي پانقراصي ميگردد.n nمراحل افراز عصاره پانکریاسیn1. مرحله راسي: افراز انزايمها متوازن بوده اما افراز اب و الكتروليت ها كمتر ميباشد بناء مقدار كمتر عصاره پانقراصي به امعا ميرسد.n2. مر حله معدي: افرازات انزايمي زيادتر بوده اما افراز اب و الكتروليت ها كمتر ميباشد بناء مقدار كمتر عصاره پانقراصي به امعا ميرسد.n3. مرحله معايي: در اين مرحله مقدار فراوان افرازات پانقراصي در عكس العمل به سكرتين و كولي سستوكنين ترشح ميشود.n nصفرا(bile) n توسط كبد ترشح می شود و مركب از اب، نمک های غير عضوي (Na+, K+, Ca++, Cl-, HCO3) ، نمک های صفراوي ( سوديم تاوروكوليت و سوديم گلايكوكوليت) ، صباغات صفراوي (بليروبين و بليوردين) و شحميات (كولسترول ، لسيتين، و مقدار كم اسيد شحمي) ميباشد. ترشح روزانه ان 700-1200 مليليتر بوده و pH ان 7.7-8.6 ميباشد.nnوظايف صفراn1. شحم را به حالت تعليق دراورده تا به سهولت جذب شود.n2. فلزات، توکسین ها، بكتريا و صباغات صفراوي را اطراح مينمايد.n3. نمک های صفراوي، پرستالسيس معايي را تنبيه مينماید.n4. نمک های صفراوي، ترشح صفرا را تحريك مينمايد.n5. صفرا، كايم اسيدي را خنثي ميسازد.n nتشكل و انتقال صفراnصفرا توسط هيپاتوسيتها ساخته می شود -- به canaliculi صفراوي افراغ ميشود -- بعد به duct ها صفراوي نهايي جريان مينمايد - بالاخره بداخل duct كبدي و duct صفراوي مشترك میرسد-' بعد مستقيماً به اثناعشر تخليه ميشود -- از طريق duct سستيك بداخل كيسه صفرا منتقل ميشود.n nوظايف كيسه صفراn صفرا را ذخيره مینماید، H2O, Na+, Cl- و ساير الكتروليت ها را از صفرا جذب مينمايد و نمک های صفراوي، كولسترول، لسيتين و بيليروبين را در صفرا غليظ می سازد.nnتخليه كيسه صفرا:nدر تخليه كيسه صفرا فكتورهاي ذيل سهيم اند:n1. تقلص كيسه صفرا توسط كوليسستوكنين و تنبيه واگوسي صورت گرفته كه بدينوسيله محتوي خودرا به شدت بطرف duct صفراوي ميراند.n2. استرخاي معصره Oddi توسط عمل مستقيم كوليسستوكنين، عكسه مايوجنيك يا نيوروجنيك و استرخاي پذيرنده صورت ميگيرد.n nنمک های صفراوي (bile salts)nنمک های اسيدهاي صفراوي مزدوج با –گلايكو و –تاورو بنام نمک های صفراوي ياد ميشود. (اسيدهاي صفراوي= كوليكك اسيد و كينو دي اوكسي كوليك اسيد) . اين نمک ها شامل گلايكوكوليت و سوديم تاوروكوليت بوده و روزانه 0.5 گرام ان ترکیب ميشود.nوظايف:n1- وظيفه تعليق كننده يا detergent: درين صورت نمک های صفراوي جمع تحريك طرق امعايي، گلوبيول هاي شحم را به جسامت هاي كوچك تجزيه مينمايد.n2- تشكل micelles و وظيفه عبوردهنده: نمک های صفراوي كمپلكس هاي از اسيدهاي شحمي، مونوگلسرايد، كولسترول و ساير شحميات را ساخته انها را به منظور جذب به غشاي مخاطي امعا انتقال ميدهد.n nدوران معايي- كبدي نمک های صفراويn94% نمک ها از امعا دوباره به خون وريد باب جذب شده به كبد رسیده و بعدا دوباره به صفرا افراز ميشود و دوباره جذب شده و اين دوران تكرار ميشود. اين سير صفرا بنام دوران معايي-كبدي نمک های صفراوي ياد ميشود.nnكولسترول در صفراnترشح روزانه ان 1-2 گرام است. ترسب كولسترول توسط فكتورهاي ذيل نهي ميشود:n1- نمک های صفراوي و لسيتين در صفرا با كولسترول تركيب شده و مسيل هاي منحل را ميسازد.n2- سكرتين باعث افراغ HCO3 از duct های صفراوي شده و بدينوسيله در تشكل مسيل سهم ميگيرد.n nسنگهاي صفراوي (gallstones)nتحت شرايط غير نارمل، كولسترول ترسب نموده و كتلات غير منحل را بنام سنگهاي صفراوي ميسازد. فكتورها ي كه در تشكل سنگهاي صفراوي نقش دارند عبارت انداز: جذب اضافي اب از صفرا، جذب اضافی نمک های صفراوي و لستين از صفرا، افراغ اضافي كولسترول در صفرا و التهاب اپتيل كيسه صفرا (كه باعث جذب اضافي اب، املاح صفراوي و لسيتين از صفرا ميشود) . براي تداوي اين افت روزانه 1-15 گرام كينودي اوكسي كوليك اسيد تجويز ميشود.nnغدد امعا رقيقهn1- غدد مخاطي مغلق( غدد brunner): اين غدد در شروع اثنا عشر قرار داشته توسط تنبهات تماسي ، تخريش ، واگل و هورمون ها GIT (مانند سكرتين) افرازات ميشود. اينها مخاط را غرض محافظت جدار اثناعشر (ازهضم توسط عصاره معدي) افراز مينمايد.n2- غدد مخاطي وحيد الحجروي: در تمام سطح امعا قرار داشته و توسط تماس و مواد كيمياوي تنبيه شده و مخاط را افراز ميكند.n3- فرورفتگي هاي معايي( كرپتهاي leiberkuhn): در سراسر سطح امعا قرار داشته و توسط تماس، تخريش و هورمون هاي GIT (مانند سكرتين و كوليسستوكنين) تنبيه ميشود. افراز روزانه ان 1800 مليليتر بوده، pH ان 7.5-8 بوده و مشابه مايع خارج الحجروي بوده و يك وسط مايع را غرض جذب مواد از كايم مساعد ميسازد.n nمكانيزم ترشح مايع اب-مانند توسط كرپتهاي ليبركوهنnمراحل ان قرار ذيل است:n1- آیون Cl بصورت فعال بداخل كرپتها ترشح ميشود. 2- HCO3 بصورت فعال بداخل كرپتها ترشح ميشود. 3- Na به سبب گرادينت برقي به داخل كرپتها بصورت منفعل ترشح ميشود. 4-ازموس اب بداخل كرپتها از سبب فرط ازموللتي در داخل كرپتها صورت ميگيرد. n nچرا توكسين كولرا باعث تزایدترشحات كرپتهاي ليبركوهن ميشود؟ nبخاطريكه توكسين كولرا انتقال فعال كلورايد را به داخل كرپتهاي ليبركوهن افزايش ميدهد. n nانزايم هاي كه در ترشحات امعاي رقيقه وجود دارندnاينها توسط غشاي مخاطي امعاي رقيقه خصوصاً توسط ويلاي ستركننده افراغ ميشوند. nمشتمل اند بر:n‌أ) Enterokinase n‌ب) انزایم های proteolytic: aminopolypeptidase، dipeptidase های متعددn· انزایم های پارچه کننده قندها: Luctase، Sucrase، Maltase، isomaltase،alpha-dextrinasen‌ج) lipase ها (انزایم های پارچه کنندۀ مپیدها)nوظيفه: اين انزايم ها غذا را قبل از اينكه جذب شود، هضم مينمايد بخاطريكه انها در سرحد برس مانند امعا قرار دارند.n nغدد امعاي غليظه n1- كرپتهاي lieberkuhn: مايعي مشابه مايع خارج الحجروي را افراز مينمايد.n2- غدد وحيد الحجروي مخاطي: مخاط را افراز نموده و توسط تنبيهات تماس، عكسات موضعي عصبي و تنبيه پاراسمپاتيك حوصلي افراغ ميشود. nnهضم و جذب در طرق معدي معايیnهضمnعمليه هايدرولايسز بوده كه در ان انزايم هاي خاص +H و OH- را به مواد غذايي برگردانده و مونوميرهاي انرا را جدا ساخته تا به اساني جذب شوند.nnهضم قندها nقندهاي غذا شامل نشايسته، سكروز، لكتوز، گلايكوجن، الكول، لكتيك اسيد، پايروويك اسيد، دكسترين و غيره ميباشد.nهضم توسط پتايلين لعاب:n نشايسته - maltose ، maltotriose و dextrin هاnnهضم در معده: nعمل ptyline براي تقريبا يك ساعت دوام دارد اما بعدا فعاليت ان توسط اسيد نهي ميشود.nهضم توسط امايليز پانقراص:nنشايسته - مالتوز و پاليمير هاي كوچك گلوكوزnnهضم توسط انزايم هاي اپتيلي امعا:n‌أ. luctase: لكتوز-- گلوكوز و گلكتوزn‌ب. sucrase: سكروز -- گلكوز و فركتوزn‌ج. maltase: مالتوز -- 2 گلوكوزn‌د. Alpha-dextrinase: پاليميركوچك گلوكوزnکاپی

ADVERTISEMENT

2022-02-28

#فزیولوژی_سیستم_هضمی (Physiology of Digestive System)n(بخش سوم)nnانواع اناتوميك غده های GIT n1) غده های مخاطي وحيدالحجروي: بنام حجرات مخاطي يا حجرات گابليت نيز ياد می شود. مخاط را افراز مينمايد.n2) فرورفتگي(pits) يا تغلفات اپتليم بداخل تحت مخاط: مثلاً كرپتهاي ليبركوهن در امعا. اين حجرات حاوي حجرات مخاطي(كه مخاط را توليد می نماید) و حجرات اپتيلي (كه مايع مصلي را توليد مينمايد)، است. n3) غدد تیوبیولی: در معده و اثناعشر علوي يافت ميشوند. مانند غدد اوگزنتيك (گستريك) معده.n4) غدد کمپلکس: مانند غدد لعابيه، پانکریاس و كبد.nnتنبيهات براي غدد طرق معدی معایی n1) تنبهات موضعي: اين تنبهات شامل تنبهات تماسي، تخريش كيمياوي، توسع امعاو تحركيت امعا ميباشد و تمام اينها ترشحات طرق معدی معایی را متزايد ميسازد.n2) تنبيهات نباتي: تنبيهات پاراسمپاتيك ترشحات طرق معدی معایی را تزايد بخشيده در حاليكه تنبهات سمپاتيك تاثير دوگانه دارد . يعني تنبيه سمپاتيك خفیفی، ترشحات طرق معدی معایی را افزايش داده درحاليكه تنبيه سمپاتيك توام با تنبيهات پاراسمپاتيك و هورموني، ترشحات طرق معدی معایی را تنقيص می نماید. علت ان اينست كه اين تنبيه باعث تقبض وعايي غدوات گردیده كه بالنوبه باعث تنقيص ارواي خونی ميشود.n3) تنبيه هورموني: گسترين ترشح اسيدي عصاره معدي را تزاید داده درحاليكه كوليسستوكنين ترشحات صفرا را افزايش ميدهد.nnمخاط(mucus) nاز يك ماده غليظ و لزوج است و مركب از اب، الكتروليتها، و مخلوطي از گلايكوپروتينها ميباشد.nوظايف: n1. قوياً با ذرات غذايي چسپيده ومنحيث يك غشاي نازك بالاي سطح طرق معدي معايي منتشر ميشود.n2. جدار امعا را ستر نموده و از تماس واقعي ذرات غذايي با غشاي مخاطي جلوگيري مينمايد.n3. عبور ذرات غذا را از طريق GIT سهل ميسازد. n4. ذرات مواد غايطه را با هم چسپانده و آن را به شكل كتلات ميسازد..n5. طبقه مخاطي را درمقابل هضم (توسط انزايم هاي GIT ) مقاوم ميسازد.n6. گلايكوپروتين مخاط ، خصوصيات دوگانه داشته بناء اسيدها و قلويات را بفر مينمايد.n7. مخاط حاوي HCO3 بوده و توسط ان اسيدها را خنثي مينمايد.nnلعاب (saliva) nتوسط غدد پاروتيد ، تحت الفكي ، تحت لساني و غدد كوچك مخاطي افراز ميشود. ترشح روازنه ان 800-1500 ملليتر بوده و pH ان 6.0-7.4 ميباشد. لعاب دهن متشكل از ترشحات مصلي (حاوي پتايلين)، ترشحات مخاطي (حاوي mucin) و مقدار زياد K, HCO3 و مقدار كمتر سودیم و کلوراید ميباشد.nمكانيزم ترشح:n1. اسینس Acinus ها ترشحات ابتدايي را ترشح نموده كه حاوي ptylin و غلظت ايوني مايع خارج الحجروي ميباشد.n2. ترشحات ابتدايي زمانيكه از طريق قنات ها عبور ميكنند اصلاح شده طوريكه Na+ بصورت فعال دوباره جذب می شود در حاليكه Cl- از سبب گرادينت برقي دوباره بصورت منفعل جذب ميشود و K+ بصورت فعال در تبادله به Na+ ترشح ميشود برعلاوه HCO3- نيز افراز ميشود.nنوت: الدوسترون جذب دوباره Na+ و Cl- و افراز+ K را در لعاب افزايش ميدهد.nnتنظيم عصبي ترشح لعابn1. تنبهات تماسي و ذايقي از زبان و ساير نواحي دهن  سيالات موصله از طريق اعصاب وجهي و لساني-بلعومي  نوات لعابي در محل اتصال حدبه و بصله  سيالات مرسله از طريق عين اعصاب غدد لعابيه  ترشح لعاب.n2. ترشح لعاب ميتواند توسط مراكز علوي و مراكز اشتها نيز تنبيه و يا نهي شود مثلا ترشح لعاب توسط حس بویایی ويا خوردن غذا پرذایقه افزايش يافته در حاليكه توسط غذاي ناپسند تنقيص ميابد .n3. ترشح لعاب در عكس العمل به عكسات كه از معده و امعا علوي منشا ميگيرد، نيز صورت ميگيرد.n4. مواد لشم ترشح لعاب را افزايش داده در حاليكه مواد ناهموار ترشح آنرا تنقيص مينمايد.nnوظايف لعابn1. وظايف ميخانيكي: n• جوف فم را مرطوب نگهداشته ودر تكلم كمك مينمايد.n• در عمل جويدن غذا كمك مينمايد.n• از آسيب غشاي مخاطي جلوگيري مينمايد.n2. وظايف هضمي: پتايلين، نشايسته را به مالتوز تجزيه مينمايد.n3. وظايف اطراحي: موادي چون يوريا، فلزات سنگین، thiocyanate، ادويه و الكلويد، ايتايل الكول و مايكروارگانيزم هاي virulent را اطراح مينمايد.n4. حفظ الصحه دهن: مخاط، دهن را توسط فكتور هاي ذيل سالم نگهميدارد:n• جريان لعاب، بكترياي مرضي و ذرات غذا را ميشويد.n• تايوسيانيت و پروتيزها خصوصيات باكتريوسايدل دارند.n5. در احساس ذايقه كمك مينمايد.n6. توسط مكانيزم تشنگي در موازنه اب كمك مينمايد.n7. توسط -HCO3 عمل بفر كننده را انجام میدهد.nnغده های مریn1) غدد مخاطي ساده: كه در امتداد مري قرار دارند.n2) غدد مخاطي مركب: كه در نهايت معدي و قسمت ابتدايي مري قرار دارند.nوظايف: n1- براي تسهيل فعل بلع نرمي و لشميت را مهيا ميسازد.n2- از تفلس غشاي مخاطي توسط غذاييكه جديداً وارد ميشود، جلوگيري مينمايد. n3- جدار مري را از هضم عصاره معدي كه به مري برگشت ميكند، محافظه مينمايد.nnانواع غده های معديn1. غدد وحيدالحجروي مخاطي: در سراسرغشاي مخاطي قرار داشته و مخاط را افراز مينمايد.n2. غدد معدي(اوگزنتيك): در جسم و فندس (به استثناي انحناي صغير) قرار دارند.انواع حجرات و ترشحات ان عبارت اند از: 1- حجرات مخاطي عنق كه مخاط و پپسيونوجن را ترشح مينمايد. 2- حجرات پپتيك يا اصلي كه پپسنوجن را افراز مينمايد. 3- حجرات جداري يا اوگسنتيك كه HCl و فكتور داخلي را افراز مينمايد.n3. غدد پايلوريك : در انتروم معده قرار داشته موادي چون مخاط، پپسينوجن و گسترين را افراغ مينمايد.n4. غدوات cardiac: در نزديك محل اتصال مري با معده قرار داشته و مخاط را براي محافظت محل اتصال مري با معده افراغ مينمايد.nnمكانيزم ترشح HCI توسط غدد اوگزنتيكn(1) آیون Cl- بصورت فعال از داخل سايتوپلازم حجره اوگزنتيك به duct ها منتقل ميشود پوتنشيل جوف duct ها -40 تا -70 K+ بصورت منفعل بداخل duct ها نفوذ ميكند. n(2) آب یعنی H2O در داخل حجره اوگزنتيك به OH- پارچه ميشود H+ بصورت فعال بداخل duct ها در تبادله به K+ افراز شده و توسط H-K ATPase كتليز ميشود.n(3) اب توسط عمليه ازموس بداخل duct ها غرض رقيق کردن HCl افراز ميشود.n(4) در سايتوپلازم حجره اوگزانتيك CO2 با H2O تركيب شده و H2CO3 را ميسازد H2CO3 به H+ و HCO3- پارچه ميشود H+ با OH- يكجا شده H20 را ميسازد HCO3- بداخل دوران خون در تبادله با Cl- نفوذ ميكند. nnانزايم هايكه در عصاره هضمي وجود دارندn(1) پپسينوجن: توسط HCl به پپسين فعال گرديده و فعاليت پروتيولايتيك دارد.n(2) لايپيز معدي: مانند ترايبيوتايريز كه بيوتايرين را هضم مينمايد.n(3) امايليز معدي: بصورت جزيي در هضم نشايسته رول دارد.n(4) جيلاتينز: باعث تميع بعضي پروتيوگلايكن هاي گوشت ميشود.nترشح روزانه عصاره معدي 1200-1500 مليليتر و pH ان 0.9-1.5 ميباشد. nnتنظيم ترشح عصاره معديn1- تنطيم عصبي: {توسط تنبيه پاراسمپاتيك (واگل) صورت ميگيرد} نوات حركي ظهري واگوس  سيالات از طريق عصب واگوس به سيستم عصبي معايي منتقل ميشود  بعداً سيالات به 1- غدد اوكسيتيك منتقل شده و باعث افراز پپسينوجن و HCl ميشود.2- به غدد پايلوريك منتقل شده باعث افراز گسترين شده كه بالنوبه باعث افراز HCl ميشود.n2- تنظيم هورموني: غذا در معده  (الف) توسع جدار معدي و (ب) ترشح ماده تحريكي، يعني بعضي غذاهای خاص مانند كافين  الياف عصبي حسي را تتنيه ميكند  سيالات موصله به سيستم عصبي معايي  سيالات مرسله به حجرات گسترين در غدد پايلوريك و برونر  گسترين ازاد می شود  گسترين به خون جذب می شود  گسترين بالاي غشاي مخاطي معدي موضعي عمل می نماید  هستامين ازاد شده با اخذه H2 غدد اوگزنتيك وصل می شود  (الف) حجرات اوگزنتيك HCl را افراز مينمايد. (ب) حجرات پپتيك، پپسينوجن را افراز ميكند.nnپنتاگسترين(pentagastrin)n عبارت از يك گسترين سنتتیک بوده حاوي پنج امينواسيد ميباشد. خصوصيات آن عيناً مانند گسترين طبيعي ميباشد.nnنهي فيدبك ترشح HCl n• افزايش اسيديتي  ترشح گسترين را تنقيص میدهد  افراز اسيد را تنقيص مينمايد.n• افزايش اسيديتي  عكسه نهي كننده عصبي  افراز اسيد را تنقيص ميدهد.nnمراحل ترشح معديnمرحله راسي یا cephalic: اين مرحله قبل از اينكه غذا داخل معده گردد واقع ميشود. nميكانيزم: تفكر،اشتها، ديدن، بوييدن، و ذايقه غذا  سيالات از قشر دماغي يا مركز اشتها در اميگدلا و هايپوتلاموس  نوات حركي ظهري هردو واگوس  معده  ترشحات معدي.nمرحله معدي یا gastric: اين مرحله بعد از دخول غذا به معده واقع ميشود.n ميكانزم: الف- مكانيزم گسترين ب- عكسات موضعي در سيستم عصبي معايي ج- عكسات واگو-واگل.nمرحله معايي یا intestinal: در اين مرحله ترشح عصاره معدي توسط يك مكانيز, تنبيه شده و توسط دو مكانيزم, نهي ميشود.n مكانيزم تنبيه كننده: غذا در اثناعشر  گسترين توسط حجرات گسترين از غدوات برونر افراز می شود  عصاره معدي توسط معده افراز ميشود.nمكانيزم نهي كننده:n• توسع، تخريش، محصولات تجزيه شده پروتين و اسيد در امعاي علوي  عكسه معدي معايي  ترشح عصاره معدي را نهي می نماید و تخليه معدي را بطي ميسازد.n• موجوديت اسيد، محصولات تجزيه شده پروتين و شحم ، مايع هايپر و هايپو ازموتيك درامعاي رقيقه علوي ترشح هورمونهاي چون كولي سستكنين، سكرتين، پپتايد نهی کننده معدي، سوماتوستاتين و VIP نهي ترشحات معدي و بطی ساختن تخليه معده.nnکاپی

ADVERTISEMENT

2022-02-28

#فزیولوژی_سیستم_هضمی (Physiology of Digestive System)n(بخش دوم)n nبلع (deglutition) nعمليه است كه توسط ان غذا از دهن به معده از طريق بلعوم و مري عبور ميكند و اين عمل توسط پديده عكسه صورت ميگيرد.مراحل ان عبارتند از: nn1. مرحله ارادي: لقمه اماده به بلع ميباشد – فشار زبان به سمتهاي علوي و خلفي به مقابل حنك – لقمه توسط زبان به بلعوم رانده ميشود.nn2. مرحله بلعومي (غير ارادي) : لقمه در خلف دهن – ساحه آخذوي بلع را كه در اطراف مدخل بلعوم و بالاي اركان تانسلي قرار دارد تنبيه می نماید – سيالات موصله از طريق اعصاب پنجم و نهم قحفي به مركز بلع در حدبه و بصله میرسد – سيالات مرسله به بلعوم و مري علوي میرسد – تاثيرات ذيل را به وجود مياورد:n· حنك نرم بطرف علوي غرض مسدود نمودن مخرج های بینی، حرکت داده ميشود.n· التواهاي حنكي-بلعومي بطرف انسي تيله شده و چاك يا سوراخ سجيتل را تشكيل ميدهد تا ذرات خورد غذايي را اجازه عبور بدهد اما از عبور ذرات بزرگتر جلوگيري مينمايد.n· حبول صوتي نزدیک شده و عضلات عنق عظم hyoid و حنجره بطرف علوي و قدامي تيله شده بعداً epiglottis به طرف خلف در بالاي مدخل علوي حنجره تغيير موقعیت مي دهد.n· حركت حنجره بطرف علوي، فوهه مري را كش نموده و معصره علوي مري را استرخا ميدهد كه بدينوسيله لقمه را اجازه داده تا از خلف بلعوم به داخل مري علوي حركت نمايد. n· عضله منقبضه بلعومي علوي توسط تقلص خود، موج پرستالتيك را ايجاد می نماید تا لقمه را به داخل مري به جلو براند.nیادداشت: در مرحله بلعومي، مركز بلع توسط مركز تنفسي براي مدت 1-2 ثانيه نهي ميشود اين حالت بنام deglutition apnea ياد ميشود.nn3. مرحله ايزوفاجيل (غير ارادي): در اين مرحله غذا از طريق مري بداخل معده عبور مينمايد و فكتور هاي دخيل در ان ذيلاً بيان ميشوند: n· پرستالسيس ابتدايي: تداوم امواج پرستالتيك که در بلعوم اغاز می شود – قسمت بيشتر لقمه را به داخل معده ميراند.n·پرساتلسيس ثانوي: قسمت باقي لقمه در مري– توسع مري – فعاليت عصبي ماينتريك – عكسه واگل – پرستلسيس ثانوي در مري – استرخاي پذيرنده معصره مری-معدي – عبور لقمه به معده.n· جاذبه (در حالت ايستاده) در عبور غذا از مري به معده كمك مينمايد.n nوظايف معصره مری-معديn (1) در حالت نارمل، اين معصره از لحاظ تون متقلص باقي مانده واز برگشت محتويات معدي جلوگيري مي نمايد. (2) زمانيكه يك موج پرستالتيك بطرف سفلي عبور ميكند "استرخاي پذيرنده" آنرا به حالت استرخا در می آورد و به اينصورت غذا ميتواند از مري به معده عبور نمايد.n nانسداد دسام-مانند نهايت بعيده مريnزمانيكه فشار داخل بطن تزايد نمايد، فشار داخل معدی نيز افزايش مينمايد و آن قسمت از مري كه تحت حجاب حاجز قرار دارد به طرف داخل در جوف معده ، مجوف ميشود، اين حالت بنام انسداد دسام-مانند نهايت بعيده مري ياد ميشود. اين انسداد از تزايد فشار داخل معدی توسط محتويات معده به داخل مري جلوگيري مينمايد.n nوظايف حركي معدهn· ذخيره غذا در محدوده 1-1.5 ليتر.n· تخليط غذا به شكل نيمه جامد كه بنام chyme ياد ميشود.n· تخليه بطي كايم از معده بداخل امعاي رقيقه.nnمخلوط ساختن و پيشراندن غذا در معدهnتوسط فكتورهاي ذيل صورت ميگيرد:n· امواج مخلوط كننده (امواج تقبضی پرستالتيك ضعيف): اين امواج به طرف انتروم در هر 20ثانيه صورت ميگيرد و توسط ريتم برقي اساسي (كه در نزديك نقطه وسطي معده ايجاد ميشود) كنترول ميگردد.اين موج باعث ترشحات معدي گرديده تاغذاي ذخيره شده را مخلوط نمايد و همچنان يك پيش رانش ضعيف را فراهم ميسازد.n· حلقات منقبضه پرستالتيك قوي: بعضي از امواج پرستالتيك ضعيف، قوياً شديد ميشود كه در اين حالت بنام حلقات منقبضه پرستالتيك قوي ياد ميشود. اين حلقات محتويات انتروم را تحت فشار بلند بطرف پايلورس ميراند و همچنان محتويات معدي را توسط retropulsion محتويات انترال (كه به جانب جسم معده از پايلورس صورت ميگيرد) مخلوط ميسازد.nnكايم(chyme) nبعداز انكه غذا با ترشحات معدي یکجا گریدید مخلوط كه در نتيجه آن بوجود ميايد و به اثناعشر عبور ميكند، بنام كايم ياد ميشود. کایم منظره شيرمانند، تاريك و نيمه مايع دارد.nnتقلصات گرسنگيnتقلص پرستالتيك ريتميك مبين امواج مخلوط كننده پرستالتيك شديد در جسم معده خالي بوده كه اين تقلصات بنام تقلصات گرسنگي ياد ميشود.n nدردهاي شديد گرسنگي nيك احساس درد در ذروه معده بوده وزماني ايجاد ميشود كه تقلصات گرسنگي واقع شود. زمان ايجاد ان بعداز هر 12-24 ساعت ميباشد ودر هر 2-3 دقيقه تكرار ميشود.n nفكتورهاي كه در تخليه معدي موثر اندn· پايلورس: معمولا از لحاظ تون متقلص باقي ميماند، بدينوسيله در مقابل تخليه معده عمل ميكند.n· پرستالسيس انتروم: پرستلسيس انتروم چندين ملي ليتر كايم را بداخل اثنا عشر پمپ نموده بناء تخليه معدي را تقويه مينمايد (پمپ پايلوريك).n nتنظيم تخليه معدهnفكتورهاي معدي كه تخليه را افزايش ميدهد: nحجم غذاي معده: افزايش حجم غذا در معده -- عكسات واگوس و ماينتريك موضعي -- فعاليت پمپ پايلوريك را تزايد بخشيده و پايلورس را نهي ميكند -- بناء تخليه را افزايش ميدهد.nگسترين: افزايش حجم غذا در معده -- كشش جدار معدي - گسترين از طبقه مخاطي انتروم ازاد می شود -- فعاليت پمپ پايلوريك را تزايد بخشيده و پايلورس را نهي ميكند-- تخليه را افزايش ميدهد.nفكتورهاي اثناعشري كه تخليه را نهي ميكند:nعكسه معايی –معدي: توسط فكتورهاي چون توسع اثناعشر، تخريش طبقه مخاطي اثنا عشر، اسيديتي كايم اثناعشري، افزايش ازموللتي كايم و محصولات تجزيه شده شحم و پروتين در كايم تنبيه ميشود.nهورمونها: كوليسيستوكنين، سكرتين و پپتايد نهي كننده معدي n nحركات امعاي رقيقهn تقلصات مخلوط كننده (segmentation) nزمانيكه قسمتي از امعاي رقيقه توسط كايم متوسع شود در اينصورت كشش جدار معايي، تقلصات متحدالمركز را تحريك نموده و يك منظره سگمنت شده را در امتداد امعاي رقيقه اختيار مينمايد. nحركات برنده ( پرستالسيس): كايم توسط امواج پرستالتيك بطرف مقعد توسط دخول كايم به اثناعشر و عكسه معدي-معايي پيش برده ميشود.n nازدحام پرستالتيك(peristaltic rush) nعبارت از پرستالسيس بسيار قوي و سريع كه فواصل زیاد را در امعاي رقيقه در يك دقيقه طي ميكند و باعث جاروب شدن محتويات كولون ميشود.اين حركات توسط تخريش طبقه مخاطي امعا در اسهال بوجود ميايد و در حقيقت امعاي رقيقه را از كايم مخرش و فرط توسع حفاظت ميكند.n nمغلق حركي مهاجرتی(migrating motor complex) n اين كمپلكس نمونه از فعاليت معده و امعا بدون محتوی غذایی بوده كه باعث ميشود تا امواج پرستالتيك امتداد معده و امعا را در هر 1.5-2 ساعت بطرف پايين جاروب نموده تا ترشحات اضافي هضمي بداخل كولون جاروب شوند كه بدينوسيله از تجمع ان در قسمت علوي GIT جلوگيري مينمايد.nnحركات طبقه عضلي مخاطي و ويلايn اين طبقه باعث ايجاد التواهاي در طبقه مخاطي امعا شده و باعث حركت اين التوها به نواحي جديد طبقه مخاطي شده كه به اينوسيله مساحت سطح مخاطي را براي جذب ازدياد ميبخشد.nnوظايف دسام ايليو-سيكلn اين دسام از بازگشت دوباره مواد غايطه از كولون به امعا رقيقه جلوگيري مينمايد.n nمعصره ايليو-سيكلn اين معصره توسط ضخامت جدار ايليوم كمي پیشتر از دسام ايليو- سيكل بوجود ميايد. معمولا اين معصره متقلص بوده و بصورت بطي محتويات ايليوم را به سيكم تخليه مينمايد. فكتور هاي استرخادهنده معصره ايليوسيكل عبارت ازعكسه معدي معايي (معدي ايليل) و گسترين ميباشد در حاليكه فكتورهاي تقلص دهنده ان عبارت از توسع سيكم و مواد مخرش در ان ميباشد.nnوظایف کولونn(1) جذب آب و الکترولایت ها از کایم (توسط ½ قریبه)n(2) ذخیره ساختن مواد غایطه تا زمانیکه از بدن اطراح شود ( ½ بعیده)n nحرکات كولونn1. حركات مخلوط كننده ( (haustration: در اين حركت 2.5 سانتيمتر عضله حلقوي و عضله طويله در ناحيه تنبيه شده تقلص می نماید، در حاليكه ناحيه تحريك ناشده كولون بطرف خارج بشكل كيسه هاي خريطه مانند متبارز ميشود كه اين حركت بنام هاوستريشن ياد ميشود.n2. حركات پیشبرنده ( حركات کتلوی): اين يك نوع اصلاح شده پرستالسيس است و توسط عوامل ذيل مشخص ميشوند:n· حلقه منقبضه در نقطه متوسع و مخرش كولون واقع ميشود.n· بعداً 20 سانتيمتر كولون بعيدتراز انقباض كولون منحيث يك واحد تقلص مينمايد كه بدينوسيله مواد غايطه را بطرف مقعد ميراند.nفكتور هاي تنبيه كننده ان عبارت انداز: 1- عكسات معدي-كولوني و اثناعشري-كولوني بعد از غذا 2-تخريش كولون (مانند كوليت تقرحي) 3- تنبيه شديد پاراسمپاتيك و 4- توسع بيش از حد كولون، ميباشد.nnمعصرات مقعدي(anal sphincters) n(1) معصره داخلي مقعد: متشكل از عضله لشم بوده و بصورت غير ارادي كنترول ميگردد.n(2) معصره خارجي مقعد: متشكل از عضله مخطط بوده و بصورت ارادي توسط عصب pudendal كنتر,ل ميشود.nnتغوط(defecation) nعمليه كه توسط ان مواد غايطه از طريق مقعد اطراح ميشود بنام تغوط ياد ميشود.nاحساس براي تغوط: احساس براي تغوط بصورت نارمل زماني اغاز ميشود كه يك حركت کتلوی، مواد غايطه را بداخل ركتم به شدت براند.nnعكسات تغوط(defecation reflexes) n1. عكسه داخل المنشا: مواد غايطه به ركتم داخل می شود -- توسع جدار ركتم -- سيالات موصله از طريق ضفيره ماينتريك منتشر می نماید -- امواج پرستلتيك در كولون نازله، كولون سگمويد و ركتم اغاز شده تا مواد غايطه را وادار به حركت بطرف مقعد نمايد-- معصره مقعدي داخلي نهي مي شود -- اگر معصره خارجي نيزدرعين حال نهي شود -- درينصورت فعل تغوط بوجود مي ايد.n2. عكسه تغوط پاراسمپاتيك: مواد غايطه در ركتم -- الياف موصله در ركتم تحريك می شود -- سيالات موصله به قطعه عجزي نخاع شوكي عبور می نماید -- سيالات مرسله به كولون نازله، كولون سگمويد و ركتم و مقعد از طريق عصب پاراسمپاتيك حوصلي عبور می نماید. باعث تاثيرات ذيل ميشوند:n· باعث استرخاي معصره داخلي مقعد ميشود.n· عكسات ضعيف داخل المنشا را به امواج پريستالتيك قوي تبديل مينمايد. n· باعث تنفس عميق، انسداد گلوتيس، تقلص عضله بطني و قسمت نازله زمین حوصل می شود -- تمام اين اثرات تخليه ركتم را افزايش مينمايد -- اگر معصره خارجي مقعدي نيز بخوبي بحالت استرخا آورده شود -- تغوط واقع ميشود.nnکاپی

ADVERTISEMENT

ADVERTISEMENT
2022-02-28

#فزیولوژی_سیستم_هضمی (Physiology of Digestive System)n(بخش اول)n nوظايف طرق معدي معاييn1. بلع غذا n2. هضم غذاn3. ترشح عصاره هضميn4. جذب آب، نمک ها، ويتامين ها و محصولات نهايي هضمي غذاn5. اطراح فلزات سنگين، توکسین ها، الكلويدها وغيره n6. در توليد حجرات سرخ خون توسط اطراح فكتور داخلي كه براي جذب Vit-B12 لازم است كمك مينمايد. n nطبقات جدار معدي معاييnاز خارج بداخل مشتمل است بر:n1. طبقه مصليn2. طبقه عضلي طويلهn3. طبقه عضلي حلقويn4. تحت مخاطيn5. طبقه مخاطي (همچنان دربين طبقه مخاطي يك طبقه ديگري بنام طبقه عضلي مخاطي نيز وجود دارد).n nچرا عضله لشم طرق معدي معايي منحيث يك syncytium عمل مي نمايد؟nبخاطريكه: n· فایبرهای عضلي لشم طرق معدي معايي توسط گپ جنكشن هاي به هم مرتبط گرديده كه جريان آزادانه آيونها را از يك فایبر به فایبر ديگر اجازه ميدهد.n· بندل هاي عضلي لشم طرق معدي معايي توسط نسج منضم سست از همديگر جدا گرديده اما در چندين نقاط به هم مرتبط بوده كه اجازه جريان آیون ها را ميدهد.n nفعاليت برقي عضله لشم طرق معدي معاييnدر اين عضله دو نوع فعاليت برقي وجود دارد كه ذيلا بيان ميشود :n1- امواج بطي يا ريتم برقي اساسي (BER): nاينها عبارت از تغييرات بطي و موجي در پوتنشيل استراحت عضله لشم طرق معدي معايي است. nسببnتموج بطي فعاليت پمپ كننده سوديم-پوتاشيم پمپ nشدتn5-15 ملي ولت nفريكونسي n· درجسم معده در هر دقیقه 3 n· در اثنا عشر هر دقیقه 12 n· در ايليوم نهايي در هر دقیقه 8-9 nوظایفn· فريكوينسي BER ريتم تقلص قسمت هاي مختلفه طرق معدي معاي را تعیین می نماید. n· امواج بطي (BER) اکشن پوتانشيل های واقعي نیستند. اما اينها spike potential (یعنی اکشن پوتانشیل واقعی) را كنترول ميكنند.n2- سپایک پونشیل Spike potentialnاينها عبارت از اکشن پوتانشيل هاي واقعي اند و زماني واقع ميشوند كه پوتانشيل استراحت عضله لشم طرق معدي معايي بالاتر از -40mv بلند نمايد. nسبب nبازشدن کانال هاي بطي كلسيم-سوديم ميباشد. nدوام n10-20 ملی ثانیه nفريكوينسي : 1-10 spike/sec ميباشدnوظیفهnآیون Ca++ كه داخل فایبر عضلي لشم طرق معدي معايي در زمان spike potential ميگردد، باعث تقلص عضله GIT ميشود.nnتغييرات پوتنشيل غشایي عضله لشم GIT n1. پوتنشيل استراحت(RMP): -56mv (-50- -65mv) n2. ديپولرايزيشن: زماني است كه پوتنشيل بيشتر مثبت شده و الياف عضلي بيشتر قابل تنبيه شوند. nnفكتور هاي ديپولرايزكننده n· كششn· استايل كولينn· تنبيه پاراسمپاتيك n· هورمون هاي خاصGIT n3. هايپرپولرايزيشن: زماني که كه پوتنشيل، بيشتر منفي شده و ليف عضلي كمتر قابل تنبيه شود.nفكتور هاي هايپرپولرايز كننده n· از اپينفرين n· ناراپينفرين n· تنبيه سمپاتيك.n nتقلصات Tonic عضله لشم طرق معدي معاييnتقلص قسمت و دوامدار عضله طرق معدی معایی بنام تقلص تونيك ياد ميگردد. nاسبابn· سلسله مكرر پوتانشيل هاي سپايكn· ديپولرايزيشن دوامدار غشاي عضله لشم (توسط هورمونها)n· دخول متداوم ايون كلسيم .nnتعصيب طرق معدی معاییnتعصيب آن به سه شكل ذيل است:n(1) سيستم عصبي معاييnعبارت از سيستم عصبي داخل المنشا طرق معدي معايي بوده از مري تا مقعد منتشر است. اين سيستم شامل ضفيره myentric (كه دربين طبقات عضلي طويله و حلقوي قرار داشته و وظيفه ان كنترل حركات طرق معدی معایی است) و ضفيره تحت المخاطي (كه در بين طبقه مخاطي قرار داشته و وظيفه ان كنترول ترشح و جريان خون طرق معدی معایی است) ميباشد.n(2) سيستم عصبي اوتونومیکnاين سيستم درجه فعاليت سيستم عصبي معايي را تغيير داده و شامل دوبخش ذيل است:n· سيستم عصبي پاراسمپاتيكn1. عصب واگوس: كه طرق معدی معایی را از مري تا 2/3 قريبه كولون مستعرض تعصيب مينمايد. n2. عصب پاراسمپاتيك حوصلي ( S1,2,3 ): طرق معدي معايي را از 1/3 بعيده كولون مستعرض تا مقعد تعصيب مينمايد.nوظایفn1- تزاید تون و peristalsis. 2-استرخاي معصرات 3- تزاید ترشحات هضمي . n· سيستم عصبي سمپاتيكnاعصاب سمپاتيك قبل العقدوي از قطعات T5 -L2 منشأ گرفته از طريق زنحير سمپاتيك عبور نموده با نيورون هاي بعدالعقدوي در عقدات سيلياك، مزينتريك و هايپوگستريك ساينپس مينمايد. nnوظایفnتون و peristalsis را تنقيص داده، معصرات را متقلص ساخته و ترشحات هضمي را تقليل ميبخشد.n(3) سيستم عصبي حسي: از اپتليم منشا گرفته اعصاب موصله ان از طريق هردو ضفيرات سيستم عصبي معايي و عقدات prevertebral سيستم عصبي سمپاتيك عبور نموده و بالاخره از طريق اعصاب سمپاتيك نخاع شوكي و عصب واگوس به ساقه دماغي ميرسد و وظايف مهم ان عبارتنداز: تحريك عكسات موضعي در امعا و تحريك عكسات كه دوباره در امعا از عقدات قبل الفقري يا سیستم عصبی مرکزی منتشر ميگردد.nnانواع عكسات طرق معایی n1. عكسات كه در سراسر سيستم عصبي معايي واقع ميگردد مثلا عكسات كه افراغ ، پرستالسيس و تخليط طرق معدی معایی را كنترل مينمايد.n2. عكسات از طرق معدی معایی – به عقدات prevertebral سمپاتيك ( يعني عقدات سيلياك ،مزنتريك و هايپوگستريك) – دوباره به طرق معدی معایی . nمثالها: 1-عكسه معدي-كولوني ( سگنالها از معده باعث تخليه كولون ميگردد) 2- عكسه معايي-معدي ( سگنل هاي از كولون وامعاي رقيقه كه تحركيت معده و ترشحات انرا نهي ميكند) 3- عكسه كولونو- ايليل ( سيالات از كولون تخليه محتويات ايليوم را نهي ميكند).n3. عكسات از طرق معدی معایی – به نخاع شوكي يا ساقه دماغي – برگشت ان به طرق معدی معایی . مانند عكسات درد و عكسات تغوط.nnهورمون هاي طرق معدی معایی nاين هورمون ها عبارت اند از: choecystokinin، secretin، پپتايد نهی کننده معده، gastrin، acetylcholine ، ATP، bombesin، bulbogastrone، chymokenin، cholone، dopamin، duocrinin، enterocrinin، enkeephalins، پپتايد ازاد كننده gastrin، glicentin،hepatocrinin، motilin، neurotensin ، norepinephrine، پاليپپتايد پانکریاسی، ماده P، somatostatin، vilikinin، VIP. nnکولیسیستوکنین Cholecystokininnتوسط طبقه مخاطي جيجونم در عکس العمل به شحم ترشح می شود وظايف ان عبارتنداز:n1- تقلصيت كيسه صفرا را تزايد بخشيده تا صفرا بداخل اثنا عشر تخليه شود، 2- تحركيت معدي رانهي مينمايد 3- تخليه غذا را از معده به اثنا عشر بطي ميسازد 4- باعث ازاد سازي مقدار زياد انزايم ها از پانکریاس ميشود.nnسکرتین Secretinnتوسط حجرات s طبقه مخاطي اثنا عشر و جيجونم در عكس العمل به عصاره اسيدي معدي ازاد ميگردد و وظایف ان عبارتنداز: 1- باعث نهي تحركيت طرق معدي معايي ميگردد 2- باعث ميشود تا پانکریاس مقدار زياد HCO3 را ازاد ساخته تا اسيد را خنثي سازد 3- باعث ازادسازي HCO3 از طرق صفراوي ميگردد.nnهورمون Gastric inhibitory polypeptidenتوسط غشاي مخاطي امعاي رقيقه علوي در عكس العمل به اسيدهاي شحمي و امينواسيدها ترشح میشود، تحركيت معدي را نهي نموده و تخليه غذا را از معده به اثناعشر بطي ميسازد.n nانواع وظيفوي حركات GIT :n(1) حركات مخلوط كننده(mixing): محتويات معايي را مكملا مخلوط ساخته، و توسط تقبضات پريستالتيك و تقلصات تقبضي موضعي قطعات كوچك بوجود ميايد.n(2) حركات پیش راننده (propulsive): باعث ميشود تا غذا در امتداد امعا در يك سرعت مناسب براي هضم و جذب حركت نمايد و توسط peristalsis بوجود ميايد.n nپریستالسیس Peristalsis n پرستالسيس عبارت از يك حلقه متقلص است كه در تیوبهای متعدد عضله لشم سنسشيل تظاهر نموده و باعث جلو بردن هر ماده ايكه در مقابل ان قرار گيرد ميشود. nاينها در طرق معدي معايي، طرق صفراوي، حالب و قنات های غدوات يافت ميشوند.n تنبيهات براي peristalsis nتوسط توسع ، تخريش و سگنال هاي عصبي خارج المنشا بوجود ميايد.n nرول عكسه ماينتريكnعملیه Peristalsis توسط فعاليت عكسه ماينتريك بوجود مي ايد.nعكسه peristaltic يا myentric :n قطعه اي از طرق معدي معايي توسط توسع تنبيه شده – تقبض در علوي و استرخاي پذيرنده در سفلي – حركت غذا به استقامت سمت مقعد.n nاسترخاي پذيرنده(receptive relaxation) n زمانيكه peristalsis ظاهر شود، امعا چندين سانتي متر به استقامت كه بطرف مقعد قرار دارد استرخا مي نمايد، بناء غذا به آساني به استقامت مقعد پيش رانده ميشود اين بنام استرخاي پذيرنده ياد ميگر دد.n n قانون امعا(law of gut) nعكسه ماينتريك جمع حركت peristalsis به استقامت مقعد بنام قانون امعا ياد ميگردد.n nدوران حشوي (splanchnic circulation)nخون از طرق معدي معايي، طحال و پانکریاس – به كبد از طريق وريد portal میرسد – واز طريق sinus های كبدي عبور می نماید – بعداً كبد را از طريق اورده كبدي ترك نموده و بعداً به وريد اجوف سفلي تخليه ميشود. n nوظايف كبد در جريان خون طرق معدی معاییn1. حجرات رتیکولواندوتلیل كه ساینس های كبدي را ستر نموده است، باكتريا و ساير ذرات مضره را از خون برطرف مينمايد.n2. هردو حجرات رتیکولواندوتلیل و هيپاتوسايت ها مواد غذايي را از جريان خون اخذ می نماید و آن را موقتاً ذخيره مينمايد.n nاناتومي ارواي طرق معدی معایی nشرايين سيلياك، مزنتريك علوي و سفلي – شعبات ان به جدار امعا داخل شده و شعبات كوچك در هردو استقامت در اطراف امعا حلقه میزنند – از اين شرايين حلقوي، شعبات كوچكتري منشأ گرفته كه بندلهاي عضلي ، ويلايها و اپتليم را اروا مينمايد.nnكنترول جريان خون طرق معدی معاییn1. كنترول موضعي: تزاید فعاليت طرق معدی معایی باعث تزاید جريان خون میشود و توسط عوامل ذيل بوجود ميايد:n· ازادشدن توسع دهنده اوعيه مانند كوليسستوكنين، VIP، سكرتين، گسترين، كاليدين، براديكنين، ادينوزين.n· کاهش غلظت O2 باعث توسع اوعيه از سبب استرخاي عضله لشم در جدار اوعيه ميشود.n2. كنترول عصبي: تنبيه پاراسمپاتيك جريان خون طرق معدی معایی را (از سبب افزايش فعاليت طرق معدی معایی ) تزاید ميبخشد. برعكس تنبيه سمپاتيك جريان خون طرق معدی معایی را ( از سبب تقبض شريانچه) تنقيص ميدهد.nnگریز تنظیم خودبخودی autoregulatory escapenبعد از تقبض اوعيه سمپاتيك ، مكانيزمهاي توسع دهنده متابوليك موضعي توسط اسكيميا تحريك ميشوند كه اين حالت باعث توسع دوباره اوعيه خون طرق معدی معایی ميشود.nnمكانيزمهاي countercurrent جريان خون در villinجريان خون شرياني بداخل vilus و جريان وريدي بخارج از vilus در استقامت هاي مخالف همديگر قرار دارند، در حاليكه هردو نوع اوعيه در نزديك همديگر قرار دارند، بناء اوكسيجن و ساير مواد غذايي ميتوانند در هردوي ان نفوذ كند، اين وضعيت بنام مكانيزمهاي متضاد جريان خون در villi ياد ميشود. اهميت ان در اين است كه به سبب مكانيزمهاي متضاد جريان خون ، 80% O2 نميتواند به راس villi برسد. در شرايط نارمل اين شنتنگ O2 مضر نیست اما در شرايط مرضي مانند شاك دوراني، تنقيص O2 در رئوس ويلاي باعث مرگ اسكيميك ان ميگردد.nn گرسنگي، اشتها و دندانnگرسنگي (hunger): اشتياق داخل المنشا به غذا بنام گرسنگي ياد ميشود.nاشتها(appetite): عبارت از ترجیح دادن نوع خاص غذا ميباشد.nدندان ها (teeth): دو نوع اند، 1- incisors ، اسنان قدامي بوده و عمل قطع کننده را انجام ميدهد. 2- molars ، اسنان خلفي بوده عمل اسياب كردن را اجرا مينمايد.nnجويدن(mastication) nعمليه كه در ان غذا به كمك دندان ها به ذرات كوچكتر قطع و اسياب شود بنام جويدن ياد ميشود. فعل جويدن توسط عكسه جويدن به وجود ميايد. nعكسه جويدن: لقمه در دهن – نهي عكسه عضلات جونده – فك سفلي سقوط می نماید – تقلص دوباره عضلات فك – بسته شدن دندان ها – compression دوباره لقمه در مقابل پوشش دهن – نهي دوباره عكسه عضلات جونده – اين سايكل مكرراً تكرارميشود. n nاهميت جويدن:n· غشاي سلولوزي غير قابل هضم را كه در اطراف بخش غذايي ميوه جات و سبزيجات قرار دارد پارچه ميكند.n· مساحت سطح ذرات غذايي را تزاید می بخشد كه به اين صورت هضم ان را توسط انزايم ها تسهيل ميبخشد.n· غذا را به ذرات بسيار خورد اسياب نموده كه بدينوسيله از تفلس طرق جلوگيري مينمايد.n· تخليه محتوي معدي را به امعا تسهيل ميبخشد.nn کاپی

ADVERTISEMENT

2022-02-25

#فزیولوژی قلب (Heart Physiology)nبخش آخر (بخش 4) nnیافته ها ECG احتشای میوکاردn1. معکوس شدن موجه Tn2. صعود سگمنت STn3. موجه Q عمیق.nnالکتروکاردیوگرام His bundlenعبارت از ثبت فعالیت برقی قلب است که توسط یک کتیتر که حاوی الکترودهای حلقوی در نوک خود بوده که از طریق یک ورید به طرف راست قلب در نزدیک ترایکسپید عبور مینماید، بدست می اید.nبخش هاn1. A deflectionn2. H spiken3. V deflectionnnتحلیل وکتور Vectorial analysisnnوکتورnوکتور عبارت از یک تیر است که سمت جریانات را نشان میدهد. نوک ان به طرف مثبت میباشد. طول آن متناسب با ولتاژی است که توسط جریانات تولید میشود.nnوکتور قلبی که قسماً دیپولرایزشده باشدnاز طریق مرکز بطینات از قاعده (-، دیپولرایزد) به ذروه (+، پولرایزد) ترسیم میشود.nnوکتوریوگرام Vectoriogramnتغییرات طول و سمت وکتورها را هنگام سایکل قلبی را نشان میدهد.nمثال هاn1. P Vectoriogram n2. QRS Vectoriogram n3. T Vectoriogramnnمحور برقی بطیناتnوکتوریست که سمت جریانات برقی را هنگام دیپولرایزیشن نشان میدهد.محور برقی بطینات 59o است.nبرای ترسیم آنnخطوط عمودی را از رؤوس پوتانشیل های لیدI و لیدII ترسیم نمائید، نقطه تلاقی انها، نهایت مثبت را نشان میدهد. درحالیکه نقطه تلاقی دو محور لیدی، نهایت منفی محور برقی بطینات را نشان میدهد.nnعوامل که باعث انحراف محور میشودnانحراف محور بطرف چپn1. ذفیرn2. زمانیکه شخص دراز کشیده باشد.n3. نزد افراد چاقn4. ضخامه بطین چپn5. بلاک LBBBnانحراف محور بطرف راستn1. حالت ایستادهn2. شهیقn3. نزد اشخاص قد بلند و لاغرn4. ضخامه بطین راستn5. بلاک RBBBnnساینس ریتم نارمل Normal sinus rhythmnزمانیکه سیاله های قلبی بصورت نارمل از SA-node منشا بگیرند بنام normal sinus rhythm یاد میشود.nnبرادیکاردیا Bradycardia nکاهش ریت قلب بنام Bradycardia یاد میشود (کمتر از 60 ضربان فی دقیقه).nدر حالات ذیل بوجود میایدn‌أ. خوابn‌ب. ورزشn‌ج. تنبیه vagaln‌د. Carotid sinus syndromennتکیکاردیا Tachycardianافزایش ریت قلب بنام Tachycardia یاد میشود.(>100 ضربان فی دقیقه).nnSick sinus syndromenپروسه مرضی است که SA-node را متاثر ساخته منجر به Bradycardia که توأم با گنگسیت و سنکوپ است، میشود.nnاریتمیای قلبیnتغییر ریتم نارمل (یا غیر نارمل بودن ضربان قلب) بنام Arrhythmia قلبی یاد میشود.nاسبابn‌أ) Rhythmicity غیر نارمل pace maker (عقده SA)n‌ب) تغییر مکان pace maker از عقده SA به جاهای دیگر.n‌ج) بلاک انتقال سیاله از طریق سیستم انتقالیn‌د) مسیرهای غیر نارمل انتقال سیالهn‌ه) تولید بالنفسه سیالات غیر نارمل در قسمت های دیگر قلب.nnحرکت Circus یا reentrynسیاله قلبی تحت شرایط غیرنارمل بدون توقف دوران مینماید که بنام reentry یا حرکت Circus یاد میشود، باعث Arrhythmia میشود.nاسبابn- اگر طول مسیر در اطراف Circus طویل باشد مثلا در قلب متوسعn- اگر سرعت انتقال کاهش یابد مثلا در بلاک سیستم purkinge n- اگر صفحه عاصی قلب کوتاه شود مثلاً تزریق اپینفرین.nnفلتر Flutternیک نوع اریتمی قلبی است. توسط خصوصیات ذیل مشخص میشود: n1. ریت قلبی بسیار سریع (200-300 ضربان فی دقیقه)n2. تقلص هم آهنگ عضله قلب nمثلاnفلتر اذینی Atrial flutternسببnحرکت Circusهمزمان اذینات متوسع از سبب امراض دسامیnnفبرلیشن Fibrillation nیک نوع اریتمی قلبی است. توسط اوصاف ذیل مشخص میشود.n‌أ. HR سریعn‌ب. تقلص غیر همآهنگ عضله قلبی بناً هیچ قسمت عضله قلبی بصورت همزمان تقلص نمینماید، باعث عدم کفایه اذینات یا بطینات در پمپ نمودن خون میشود.nمثالnفبرلیشن اذینی Atrial fibrillation و ventricular fibrillationnسببnحرکت Circus ناهمآهنگ، یعنی موجه های زیاد excitation در اذینات و بطینات منتشر میشوند.nسبب Atrial fibrillationn- فرط توسع اذینات (در حقیقت Atrial flutter در ظرف چند روز به fibrillation تبدیل میشود)nاسباب ventricular fibrillationn1. توسع اذیناتn2. بلاک انتقال سیاله از طریق سیستم purkingen3. اسکیمی میوکارد.nمحراق ectopicnعبارت از یک ساحه کوچکی از قلب است که فوق العاده تنبیه پذیر شده و سیاله غیر نارمل را در بین سیالات نارمل تولید مینماید، باعث تقلص premature میشود.nسببnساحه تنبیه پذیر عضله قلب که از سبب عوامل ذیل self-excitable شده است:n1. سیالات re-entrantn2. نواحی اسکیمیک موضعی n3. تخریش سمی عقده AV node ، سیستم purkinge، منبهات میوکارد مثلاً کافین و نیکوتین.n4. نبود خوابn5. اضطرابn6. پلک های تکلسی کوچک در نقاط مختلفه قلب.nnتقلص prematurenحالتیست که در آن قلب قبل از تقلص نارمل تقلص مینماید.nسببnمحراق ectopicn nمکث جبرانی compensatory pausenانتروال بین تقلص premature و تقلص نارمل بعدی طولانی میشود، این بنام compensatory pause یاد میشود.nnParoxysmal tachycardianزمانیکه ریت قلب در paroxysm ها(یعنی در وقفه های تکرارکننده) بسیار سریع شود بنام Paroxysmal tachycardia یاد میشود.nاسبابnتشوشات اذینات، بطینات یا سیستم purkinge باعث ایجاد محراق تنبیه پذیر میشود (از سبب مسیرهای re-entrant) که منحیث pace maker موقت عمل نموده و باعث انتشار سیالات رتمیک سریع میشود، سبب تاکی کاردیا میشود. بعداً این pace maker به عقده SA تغییر مکان مینماید و تاکی کاردیا معدوم میشود. این سایکل بار بار تکرار شده بالآخره منجر به Paroxysmal tachycardia میشود.nnبلاک قلب(Heart block) nبلاک انتقال سیاله از عقده SA در مسیر conductive قلب بنام بلاک قلب یاد میشود.nانواعn‌أ) SA blockn‌ب) AV blockn‌ج) BBB راست و چپn‌د) Arborization blocknnSino-Atrial blocknزمانیکه سیالات SA node قبل از دخول آن به عضله اذینی بلاک شوند بنام Sino-Atrial block یاد میشود.nخصوصیاتn1. توقف آنی موجه P در ECG n2. اذینات تقلص نمی مینمایند، منجر به از بین رفتن یک ضربان مکمل قلبی میشود.n3. بعضی اوقات AV-node ضربان ساز میشود، بناً بطینات با یک ریتم جدید تقلص مینمایند و مغلق QRS از ECG مکملاً معدوم میشود.nnبلاک اذینی بطینی(atrio-ventricular block)nزمانیکه سیاله از سبب بلاک AV-node یا AV-bundle از اذینات به بطینات داخل شده نتواند، بنام بلاک AV یاد میشود.nاسبابn1. اسکیمیای الیاف AV-node از سبب بی کفایتی اکلیلیn2. فشردگی AV-node توسط نسج اسکار یا پلاک تکلسی یا پلاک اتیروسکلروتیکn3. التهاب AV-node یا AV-bundle از سبب myocarditis. طوریکه در دفتریا و تب روماتیزم دیده میشود.nnانواع بلاک AVn1. بلاک ناتام درجه اول nدرینصورت تمام سیالات از اذینات به بطینات بصورت بطی منتقل میشوند.nباعث طویل شدن انتروال PR >22sec میشود ( انتروال مذکور در حالت نارمل 120-210msec است).n2. بلاک ناتام درجه دومnدر این حالت سیاله بداخل بطینات بعد از یک تقلص اذینی عبور مینماید اما انتقال سیاله بعدی به ناکامی مواجه میشود، دربین conduction و non-conduction تناوب مینماید و بدینصورت سبب dropped contraction بطینات میشود. در Mobitz type I انتروال PR بصورت پیشرونده طولانی میشود. در Mobitz type II طویل شدن غیرقابل اندازه گیری انتروال PR n3. بلاک تام درجه سومnدراین حالت سیالات از اذینات بداخل بطینات عبور نمی توانند بناً اذینات به ریتم SA node تقلص مینمایند در حالیکه بطینات به ریتم طبیعی خود تقلص مینمایند (البته بصورت بطی) یعنی اذینات و بطینات بصورت مستقلانه تقلص مینماید. ECG نشاندهنده عدم ارتباط بین موجه p و مغلق QRS میباشد. از سبب اختلالات در ریت های داخل المنشا نسج pace maker، فریکونسی موجه های p نسبت به فریکونسی مغلق QRS بیشتر است.nnبندل برنچ بلاک (Bundle branch block) راست و چپnدر این حالت انتقال سیاله از طریق شعبات حزموی راست و چپ الیاف pace maker بلاک میشود.nخصوصیاتn‌أ. بطینات طرف نارمل نسبت به نواحی بلاک شده زودتر تقلص مینماید بناءً تضاعف صدای اول قلب را تولید مینماید.n‌ب. QRS طولانی میشود.nnArborization blocknدر این حالت انتقال سیاله از طریق الیاف purkinge بلاک میشود.nمثلاً در تخریب مزمن میوکارد.nnVentricular escape nزمانیکه انتقال سیاله در AV node یا AV-bundle از سبب تنبیه vagal یا بلاک درجه سوم بلاک شود درینصورت بطینات ضربان خود را برای 4-10sec (از سبب overdrive suppuration ) متوقف میسازد بعداً محراق رتمیک الیاف purkinge منحیث pace maker بطینی آغاز به فعالیت نموده باعث تقلص بطینی در ریت 15-40 ضربان فی دقیقه میشود.nnStokes Adams syndromenزمانیکه انتقال سیاله در AV node و AV bundle بلاک شود (مثلاً در بلاک تام درجه سوم) اذینات به ریتم SA node تقلص مینمایند، اما pace maker بطینی جدید که در سیستم purkinge بوجود آمده بعداز 5-30sec بطینات را (بدون پمپ نمودن خون) باقی میگذارد، این حالت منجر به اسکیمیای دماغی میشود بناءً شخص از سبب فقدان جریان خون دماغی بیهوش میشود این حالت بنام سندروم stokes Adams یاد میشود. اگر زمان اسکیمیای دماغی طولانی شود منتج به مرگ شده میتواند.nnCardiac arrestnزمانیکه تقلص قلب از سبب اختلال متابولیزم متوقف شود بنام cardiac arrest یاد میشود.nاسبابnهایپوکسیای قلبی از سببn1. انستزی عمیقn2. اسکیمیای عقده SAn3. امراض شدید میوکارد.nnدکستروکاردیا Dextrocardia nدر صورتیکه بیشترین قسمت قلب در طرف راست صدر واقع باشد و ذروه ان بطرف راست متوجه باشد بنام dextrocardia یاد میشود.nnکاپی ازصفحه: داکتر احمد شکیب ظهیر

ADVERTISEMENT

2022-02-25

#فزیولوژی قلب (Heart Physiology)n(بخش 3)nnساینس اریتمیا (Sinus arrhythmia)nریت قلب هنگام شهیق افزایش می یابد اما هنگام زفیر کاهش می یابد. این بنام sinus arrhythmia یاد میشود.nسبب nهنگام شهیق - افزایش بازگشت وریدی - احتقان اذین راست - عکسه Bainbridge - تزاید HR.nnقانون ماری(Mary’s law)nبیان مینماید که "ریت قلب معکوساً متناسب به فشار خون (به استثنای زمان تمرین) است".nمکانیزم n• افزایش فشار خون - کشش و تحریک baroreceptorها - سیالات مرکز vagus - تنبیه پاراسمپاتیک قلب - کاهش HR .n• کاهش فشار خون - تاثیرات معکوس - افزایش HRnتنظیم HRnریت قلب توسط دو مکانیزم ذیل تنظیم میشودn‌أ) مکانیزم موضعیnعقده SA سیالات رتمیک self-excitatory را تولید و انتقال میدهد که باعث میشود تا ریت قلب به 72 بار فی دقیقه برسد. بناءً هر فکتوریکه بصورت موضعی بالای عقده SA عمل نماید. HRرا نیز تغییر داده میتواند.n‌ب) مکانیزم عصبیnسیستم عصبی اوتونومیک (سمپاتیک و پارا سمپاتیک).n• سیستم عصبی سمپاتیکnتنبیه سمپاتیک قلب - ترشح نار-اپینفرین - تزاید نفوذ پذیری غشای لیف عضلی به سودیم و کلسیم - (الف) تزاید ریت discharge عقده SA بناً HR افزایش میابد.(ب) ریت انتقال سیاله زیاد میشود. (ج) قوه تقلصی افزایش میابد.n• سیستم عصبی پاراسمپاتیکnتنبیه پاراسمپاتیک قلب - ازاد شدن Ach - تزاید نفوذپذیری غشای لیف عضلی به پوتاشیم - هایپرپولرایزیشن - زمان طولانی برای رسیدن به قدمه توسط لیکاژ سودیم لازم است - (الف) کاهش ریت discharge عقده SA ، بناً HR کاهش میابد.(ب) کاهش ریت انتقال سیاله - کاهش قوه تقلصیnپیس میکر (Pace maker)nیک قسمت قلب است که از آن سیالات رتمیک قلبی منشا میگیرند .nپیس میکر نارملnعقده SA nچرا؟nبخاطریکه ریت discharge رتمیک عقده SA (70-80 بار فی دقیقه) نسبت به discharge عقده AV و الیاف purkinge زیادتر است، بناءً عقده SA تمام قلب را براساس ریت discharge رتمیک رانده و ریت قلب را کنترول مینماید، ازینرو عقده SA یک Pace maker نارمل است.nپیس میکر مخفی Ectopic pace makernهر Pace maker بیولوژیک قلبی غیر از عقده SA که در حالت طبیعی غیر فعال است بنام ectopic Pace maker یاد میشود.nاسبابn- زمانیکه ریت discharge رتمیک عقده AV ، سیستم purkinge یا سایر قسمت های قلب نسبت به عقده SA بیشتر شود.n- بلاک انتقال سیاله از عقده SA به سایر قسمت های قلب nnاووراید سپریشن Overdrive suppressionnریت دِسچارج نارمل عقده SA درحدود 70-80 بار فی دقیقه است و از سیستم پورکنج 15-40 بار فی دقیقه است. فلهذا عقده SA سیستم purkinje را به یک ریت که زیادتر از ریت خودش است overdrive مینماید. این overdriving موقتاً تنبیه پذیری سیستم purkinje را سرکوب مینماید این پدیده بنام Overdrive suppression یاد میشود.nnالکتروکاردیوگرام (ECG)nثبت گرافیکی پوتانشیل های برقی که از سبب انتقال موجه دیپولرایزیشن (سیاله برقی) در قلب و از سبب انتشار آن به انساج محیطی و سطح بدن ایجاد میشود، بنام ECG یاد میشود.nپدر ECG : Einthoven (1903)nاهمیت n- محل pace-maker ثبت میشود.n- ریت قلبی محاسبه شده میتواند.n- ریتم قلب مشخص میشود.n- ولتاژ ایکه از سبب تغییرات پوتانشیل در قلب ایجاد میشود، محاسبه شده میتواند.n- در تشخیص امراض قلبی کمک میکند.nnموجه های ECGn- موجه P: توسط دیپولرایزشن اذین ایجاد میشود.n- کمپلکس QRS : توسط دیپولرایزیشن بطین ایجاد میشود.n- سگمنت ST و موجه T: توسط ریپولرایزیشن بطین بوجود میاید.n- موجه T اذینی: عبارت از یک انحطاط در سگمنت PR است، معمولا توسط مغلق QRS پنهان میشود. توسط دیپولرایزیشن اذین ایجاد میشود، در sinus tachycardia و اذین ضخاموی دیده میشود.n- موجه U: (غیر ثابت) توسط دیپولرایزیشن بطی عضلات papillary ایجاد میشود. در هایپوکلیمیا دیده میشود.nnانتروال PR یا PQnنشاندهندۀn1. انتروال زمانی بین اغاز تقلص اذین و اغاز تقلص بطین است. یاn2. تاخیر عقده اذینی-بطینی (AV nodal delay)nnانتروال QTnنشاندهندۀ زمان تقلص بطین (از اغاز موجه Q(R) الی ختم موجهT است).nاندازه: 0.16sec (120-210msec)nزمان مجموعی ECGnنشان دهندۀ زمان یک heart beat است.nاندازه: 0.83secnمحاسبه ریت قلبی (HR) در ECGn- در 0.83sec قلب یک بار تقلص مینماید.n- در 1sec قلب 1/0.83 بار تقلص مینماید.n- در 60ثانیه 72 (1/0.83×60) بار تقلص مینماید.n= 72 بارnبناً 72beat/min HR= nمحاسبه HR از ECGn- مربعات کوچکِ که در بین دو موجه R مسلسل قرار دارند را محاسبه نموده و 1500 را تقسیم آن مینماییم، در نتیجه HR حاصل میشودn- مربعات بزرگ که در بین دو موجه R مسلسل قرار دارند محاسبه نموده و 300 را تقسیم ان مینماییم، در نتیجه HR حاصل میشود.n- در صورتیکه ریتم قلب غیر منظم باشد، کمپلکس های QRS را در 15 مربع بزرگ حساب نموده و انرا ضرب 20 مینمایم، در نتیجه HR حاصل میشود.nnثبت ECGnماشین: الکتروکاردیوگرافnانواع n1. Pen recordern2. Oscilloscope(modern)nجریان برقی در قلبِ قسماً دیپولرایزشدهn1. قاعده منفی است.n2. ذروه مثبت است.nnلیدهای الکتروکاریوگرافیکnسیستم الکترودهای معمول که پوتانشیل های برقی را از سطح عضویت به الکتروکاردیوگراف انتقال داده و آنرا ثبت مینماید، بنام لیدهای الکتروکاردیگرافیک یاد میشود.nانواعn- Bipolar limb leadsn- Precordial leadsn- Augmented unipolar limb leadsnnلیدهای bipolarnدرینصورت، ECG توسط الکترودهای خاصِ که به اطراف وصل میشوند، ثبت میشود.nانواعn- لید Inالکترود مثبت - بازوی چپnالکترود منفی - بازوی راستn- لید IInالکترود منفی - بازوی راستnالکترود مثبت - پای چپn- لید IIInالکترود مثبت - پای چپnترمینال منفی - بازوی چپnnلید های قرب القلبی(precordial leads) nدرینصورت، ECG توسط گذاشتن الکترود مثبت بالای یکی از شش موقعیت های جداگانه صدر که بالای قلب قرار دارد و توسط اتصال الکترود منفی بصورت همزمان به بازوی راست، بازوی چپ و پای چپ ، ثبت میشود.nنوتn1. کمپلکس QRS نواحی V1و V2 منفی است بخاطریکه انها بطرف قاعده قلب قرار دارند.n2. کمپلکس QRS در نواحی V4 و V5 و V6 مثبت است بخاطریکه انها بطرف ذروه قرار دارند.nnAugmented unipolar limb leadsnدر این صورت، دو اندام به ترمینال منفی وصل میشوند در حالیکه طرف سوم به ترمینال مثبت وصل میشود. این ترمینال مثبت بطور ذیل شناخته میشود.n‌أ) aVR Leads: وقتیکه ترمینال مثبت به بازوی راست بسته شود.n‌ب) aVL lead: وقتیکه ترمینال مثبت به بازوی چپ بسته شود.n‌ج) aVF lead: وقتیکه ترمینال مثبت به پای چپ بسته میشود.nnمثلث Einthovennعبارت از یک مثلث متساوی الاضلاع است که در ساحه قلب ترسیم میشود، طوریکه راس زوایای آن توسط بازوی راست، بازوی چپ و پای چپ نشان داده میشود.nnقانون Einthovennدر الکتروکاردیوگرام، پوتانشیل هر موجه یا کمپلکس در lead II مساوی به مجموع پوتانشیل ها در lead I و lead III میباشد.nیعنی II=I+IIInnموجه p نارملnنشان میدهد که :n1. سیاله از SA node منشا گرفته است.n2. در اذینات انتشار نموده است.n3. هیچگونه نقیصه conduction وجود ندارد .n4. کتله عضلی و تغذی اذین نارمل و Strength تقلص است.n5. سیاله به AV node در نوک موجه p میرسد.nnتشوشات موجه Pn- معکوس شدن موجه P : توسط تغییر موقعیت pace-maker از SA node به AVnode بوجود میاید.n- عدم موجودیت موجه P : توسط atrial fibrillation بوجود میاید.n- موجه P-mitrale (موجه P بزرگ و دو قله ای): توسط ضخامه اذین چپ بوجود می اید.n- موجه P-pulmonale (موجه P بلند و نوک تیز): توسط ضخامه اذین راست بوجود میاید.n- در nodal rhythm استقامت موجه p معکوس میشود.nnتشوشات QRS n- ولتاژ بلند کمپلکس QRS: توسط ضخامه بطین راست(در تضیق دسام ریوی) و ضخامه بطین چپ(در فرط فشار) بوجود می اید.n- ولتاژ پایین کمپلکس QRS: توسط احتشای میوکارد، انصباب پریکارد وغیره بوجود میاید.n- وسیع شدن کمپلکس QRS : توسط ضخامه یا توسع بطین راست و چپ و بلاک سیستم purkinge بوجود می اید.n- متفرق شدن کمپلکس QRS : توسط تخریب عضله قلب در نواحی مختلفه آن و تعویض آن توسط نسج اسکار و بلاک انتقال سیاله در سیستم purkinge بوجود میاید.nnجریان ساحه آسیب دیده یا Current of injury nحرکت جریانات از ساحه آسیب دیده (ساحه منفی) به ساحه سالم (ساحه مثبت) بنام current of injury یاد میشود.nفکتورهای سببیn ترضیض میخانیکیn پروسه انتانیn اسکیمیا نواحی موضعی عضله قلب از سبب انسداد اکلیلی ، احتشای حاد جدار قدامی وغیره .nتاثیر آن بالای ECG: Current of injury باعث ثبت ابتدایی (پایین در I و بالا در II و III) قبل از کمپلکس QRS میشود.nنقطه J: nنقطه ایکه در آن پوتانشیل ECG مطلقاً صفر باشد بنام نقطه J یاد میشود.nموقعیت: در ختم کمپلکس QRS زمانیکه موجه دیپولرایزیشن عبور خود را از طریق قلب مکمل نماید و هیچ گونه جریان در قلب موجود نباشد.nمورد استعمال: نقطه J غرض ترسیم محور current of injury استعمال میشود، و بدینوسیله ساحه آسیب دیده قلب را تعین موقعیت مینماید.nnST segment shiftnزمانیکه سگمنت ST و سگمنت TP در عین سویه پوتانشیل قرار نداشته باشد بنامST segment shift یاد میشود. زمانی واقع میشود که current of injury موجود باشد.nتشوشات موجه Tn1. قطبیت مخالف موجه T در مقابل کمپلکس QRS: توسط تاخیر انتقال سیاله در بطینات بوجود میاید مثلاً در bundle branch blockn2. موجه T معکوس: توسط اسکیمیا ذروه بطینات بوجود می آید.n3. موجه T بایفزیک (یک نصف مثبت و یک نصف منفی) توسط تسمم با دایجوکسین بوجود می اید.nn(ادامه دارد)nکاپی.

ADVERTISEMENT

ADVERTISEMENT

Similar Places:

دوکتر زحل پنجشیری بخش داخله عمومی
ADVERTISEMENT
ADVERTISEMENT
استاد و متخصص امراض غدوات داخلي )جاغور، شکر، بى اولادى...
ایک نعبد و ایاک نستعین
ADVERTISEMENT
آدرس : کوته سنگی سرک چهارم سیلو مقابل صالون عروسی...
ADVERTISEMENT
برای اولین بار عملیات پروستات بدون شق توسط دستګاه...
ADVERTISEMENT
ګرانو دوستانو د هر ډول معلوماتو خصوصاً طبي معلوماتو لپاره...
آدرس کیلنیک ما: سرک اول کارته چهار جوار مکتب مستوره...
This page is created to serve you know more about...
ADVERTISEMENT
ADVERTISEMENT
Midecal information
معالج امراض جوف دهن و دندان
ADVERTISEMENT
ADVERTISEMENT