ADVERTISEMENT
Home > Afghanistan > Kabul > Politician > Diplomatic دیپلماسی

Diplomatic دیپلماسی

(0 Rate)
+93770248592
(0 Rate)
+93770248592

About :

لطفا دوستا این صفحه را لایک نموده وه با دوستان تان شریک سازید تا بهترین معلومات را از صفحه ما دریافت نمایید.
ADVERTISEMENT

Contact:

+93770248592

Other Information

Categories:

Politician
Inappropriate listing?Request for Deletion
Close request for deletion form
ADVERTISEMENT

Featured Articles:

2021-07-08

کوتاه کنوانسیون چیست؟nکنوانسیون (به فرانسوی: Convention) یا مقاوله‌نامه یک نوع معاهده است که با هدف تدوین قواعد حقوقی و مهم بین کشورهای مختلف تنظیم و منعقد می‌گردد؛ مانند کنوانسیون ژنو و مقاوله‌نامهٔ منع کار اجباری.nکنوانسیون یک نوع از اقسام چهارگانه معاهده‌های بین‌المللی به شمار می‌رود که بین چند کشور به امضاء می‌رسد تا درباره یک یا چند موضوع مقرراتی را بین خود تنظیم و به مورد اجراء گذارند. مکنر فرانسوی در تعریف معاهده می‌گوید: معاهده عبارت است از یک توافق کتبی که به وسیلهٔ آن دو یا چند دولت یا سازمان بین‌المللی رابطه ای بین خود در قلمرو حقوق بین‌الملل ایجاد می‌کنند. یا در صدد ایجاد آن هستند. در تعریف دیگر گفته می‌شود معاهده بین‌المللی به هر اسمی خوانده شود عبارت از قراردادی است که بین تابعین حقوق بین‌الملل به‌منظور تولید بعضی آثار حقوقی منعقد می‌شود. دو مفهوم یاد شده از معاهده بین‌المللی ناظر به معنای عام و وسیع معاهده است. اما معاهده در معنای خاص به قسمی که در کنوانسیون وین ۱۹۶۹ آمده عبارت است از توافق بین دولت‌ها، به شمول حقوق بین‌الدول است که به صورت کتبی منعقد گردیده‌است، با قطع نظر از اینکه در یک یا چند سند تنظیم شده باشد. در این تعریف معاهده اعم از موافقت نامه است. هر معاهده خود یک توافق‌نامه هم می‌باشد اما عکس قضیه صادق نیست.nPamir Hassanzai

ADVERTISEMENT

2021-06-11

فرق بین سفارت و کنسولگریnتفاوت سفارت و کنسولگری سفارتخانه بسيار وسيع تر و مهمتر از كنسولگري است برخلاف سفارتخانه ، كنسولگري كوچكتر بوده و معمولا در بزرگترين شهر يك كشور مستقر مي شودnnسفارتخانه بسيار وسيع تر و مهمتر از كنسولگري است .nسفارتخانه داراي ماموريت ديپلماتيك دائمي است و معمولا در پايتخت كشور ها جا مي گيرد .nسفارتخانه مسئول روابط ديپلماتيك با كشور ميزبان و حافظ منافع شهروندان خودي در كشور ميزبان است .nnتفاوت سفارت و کنسولگریnسفير بالاترين مقام اداري سفارتخانه است و ديپلمات ارشد و سخنگوي دولت خود در كشور ميزبان محسوب مي باشد معمولا وجود سفارتخانه در يك كشور نشانه به رسميت شناخته شدن كشور استnnبرخلاف سفارتخانه ، كنسولگري كوچكتر بوده و معمولا در بزرگترين شهر توريستي و اقتصادی يك كشور مستقر مي شود نه در پايتخت.مثل کنسولگری ایران در استانبولn.كنسولگري ها و در راس آن كنسول مسئول هدايت مسايل كمتر مهم ديپلماتيك مانند صدور ويزا ، كمك به روابط تجاري طرفين ، حل مسايل مهاجران ، توريست ها و … مي باشند .nتفاوت بین سفارت و کنسولگری nدر این است که یک سفارت به ریاست یک سفیر و یک کنسولگری به ریاست یک سرکنسول اداره می شود . nمأموریت دیپلماتیک کشور برای ارسال به یک کشور دیگر تنها یک سفارتخانه دارد . در صورتی که ماموریت ساکن است در کشور میزبان، سپس سفارت واقع شده است در پایتخت است.nفرق سفارت و کنسولگریnآیا یک کنسولگری و سفارت یک چیز مشابه است؟nسفارت می تواند به عنوان یک ماموریت دیپلماتیک در پایتخت یک کشور خارجی با تنها هدف از اقدامnبه عنوان نماینده کشور تاسیس شده است. کنسولگری ، از سوی دیگر، یک ماموریت دیپلماتیک کوچکتر است که معمولا در خارج از پایتخت های دولت های واقع شده است. nnمنظور از کنسولگری چیست؟nکنسول نماینده رسمی دولت یک دولت در قلمرو دیگری است، به طور معمول اقدام به کمک و حفاظت از شهروندان از کنسول را کشور خود، و به منظور تسهیل تجارت و دوستی بین مردم دو کشور است.nPamir Hassanzai

ADVERTISEMENT

2021-05-26

خاورمیانه؛ ریشه های بحران و خشونت در کجاست؟nnدر کشور های خاورمیانه از فلسطین گرفته تا سوریه، مصر، لیبی، ترکیه، عراق، پاکستان و افغانستان وضعیت به صورت عادی نیست. عراق درگیر داعش است. سوریه گرفتار جنگ داخلی شده است. لیبی با وجود برداشتن قذافی اما تا هنوز به ثبات دست یافته است. ترکیه با وجود اینکه در سال های اخیر رشد اقتصادی خوبی داشته است اما همچنان مسئله اقلیت های قومی و گروهی حل نشده است. در پاکستان عمران خان و طاهر القادری در برابر دولت قرار گرفته است و خواهان استعفای نخست وزیر است. افغانستان در شش ماه است که درگیر انتخابات است. انتخابات که در تاریخ دموکراسی طولانی ترین و شاید پر هزینه ترین باشد. اما تا هنوز نتیجه انتخابات معلوم نشده است و گفتگو های سیاسی که میان دو تیم انتخاباتی آغاز شده بود به بن بست رسیده است. وضعیت فردای افغانستان مانند دیگر کشور های خاورمیانه مبهم و سردر گم است.چرا کشور های خاورمیانه و از جمله افغانستان گرفتار چنین بلاهت شده است. چه عواملی باعث کشاندن این کشور ها به وضعیت کنونی شده است. نوشتار کنونی با بررسی دو رویکرد در صدد پاسخ به این مسئله است.‏nnاول؛ رویکرد اول بیش از آنکه توجه به مسائل و عوامل داخلی داشته باشد بیشتر عوامل بیرونی در قضایا را دخیل می داند.‏ مفاهیم مانند استعمار، استثمار در مرکز تحلیل این رویکرد قرار دارد. مفاهیم مذکور نشان می دهد که این رویکرد وابسته به جریان چپ و یا همان مارکسیست ها می باشد. این ها معتقد است که کشور های توسعه یافته با استعمار و استثمار کشور های توسعه نیافته منابع آن ها را استخراج کردند و در کشور های خود ذخیره کردند. این منابع باعث شد که کشور های استعمار گر بتواند برای خیز اقتصادی و دگرگونی اجتماعی و توسعه سیاسی خود استفاده نماید. در نهایت، خیز اقتصادی، دگرگونی اجتماعی و توسعه سیاسی باعث شد که شکاف میان کشور های توسعه یافته و کشور های توسعه نیافته افزایش یابد و کشور های توسعه نیافته دست شان به کمک کشور های استثمارگر دراز باشد. با ایجاد شکاف کشور های توسعه یافته از طریق دادن قرضه به کشور های عقب مانده، در حقیقت این کشور ها بیشتر وابسته به خود کرد.این قرضه ها هر ساله افزایش می یافت. در عوض اما، کشورهای عقب مانده قادر به پرداخت این قرضه ها نبودند. به همین خاطر، این کشور ها هیچ گاهی نتوانستند به دولت قوی دست یابد تا بتواند حاکمیت خود را در سراسر قلمرو خود گسترش دهد. نتیجه آن این شد که امروزه کشور های عقب مانده که کشور های خاور میانه جزء از آن هاست درگیر مسائل و مشکلات داخلی خود باشد.‏nnاین رویکرد در کشور های جهان سوم رونق بیشتری یافت. نخبگان سیاسی این نظریه را ابزاری ساخت برای گریز از پذیرش مسئولیت ها.امروزه نیز، اکثر نخبگان که در هرم قدرت جای دارد، از این نظریه استفاده می کند. ضعف مدیریتی و ناتوانی در مدیریت جامعه را با این نظریه می پوشاند.‏nnدوم؛ رویکرد دوم که بیشتر رویکرد انتقادی نیز هست. ریشه رویداد ها و رخداد های سیاسی، اقتصادی، نظامی، اجتماعی و فرهنگی را در داخل کشور ها جستجو می کند.ساخت اجتماعی، فرهنگ سیاسی، توانان مدیریتی نخبگان سیاسی، سطح آگاهی مردم و ... از عناصر اساسی در این رویکرد است. این ها بیش از آن که رویداد ها را در بیرون ازکشور نسبت دهد بیشتر نگاهی انتقادی به جامعه دارد و ریشه رویداد ها را داخلی می پندارد.بنا بر این رویکرد؛ ساختار قبیله‏ای و فرهنگ سیاسی پوپولیستی، ناتوانی نخبگان در مدیریت منابع انسانی و مادی از عوامل است که باعث عقب ماندگی این کشور ها شده است.nnبا توجه به دو رویکرد فوق از وضعیت کشور های خاورمیانه و اخصا افغانستان را در نظر بگیریم. با نظریه دوم بیشتر می شود، وضعیت را فهم و تحلیل کرد.‏ ترکیه اگر چه با مسائل اقلیت ها کنار نیامده است اما توانسته است به یک رشد اقتصادی دست یابد. برای مردم ترکیه حداقل از رفاه و آسایش فراهم کند. کمک های کشور های توسعه یافته به افغانستان، عراق، لیبی نظریه اول را ابطال می کند. در حقیقت کشور های توسعه یافته به دنبال ایجاد بحران در کشور های خاورمیانه نیست. بلکه آن ها با کمک های نظامی، اقتصادی و سیاسی در صدد حل بحران در کشور های خاورمیانه از جمله افغانستان است.‏ به طور مثال؛ کشور های غربی برای برگزاری انتخابات در افغانستان بودجه کافی در اختیار دولت این کشور قرار داد. بعد از اینکه انتخابات به بن بست کشیده شد، جان کری وزیر خارجه ایالات متحده آمریکا و وزای خارجه دیگر کشور ها چندین بار به افغانستان آمد تا بن بست انتخاباتی را حل نماید. این نشان می دهد که افتادن در وضعیت کنونی ریشه بیرونی ندارد. دست کشور های توسعه یافته در این وضعیت دخیل نیست. بلکه نشان می دهد که وضعیت کنونی در خاورمیانه ریشه در داخل خود همین کشور ها دارد.nnدست نیافتن به توافق سیاسی میان دو کاندید ریاست جمهوری در افغانستان ریشه بیرونی ندارد بلکه ریشه در انگیزه دو کاندید ریاست جمهوری دارد. بعد از هفته ها مذاکره و به بن بست رسیدن گفتگو های سیاسی نشان می دهد که هیچ یک از کاندیدان ریاست جمهوری انگیزه کافی برای عبور از وضعیت کنونی و حل بحران انتخابات ندارد.‏ در عین حال، این دوره نشان داده است که دو کاندید ریاست جمهوری توانایی مدیریت ستاد انتخاباتی خود را نیز ندارد. گفتگو های متناقص که از سوی سخنگویان این ستاد های به نشر می رسد نشانه ناتوانایی مدیریت این نخبگان است.nnاوباما رئیس ایالات متحده آمریکا یک بار در مصاحبه با یکی از رسانه های خارجی گفته بود که آمریکا به کشور های خاورمیانه کمک خواهد کرد. او اضافه کرده بود که کشور های خاورمیانه انتظار نداشته باشد که آمریکا تمام کار های این کشور ها را انجام دهد.آمریکا نمی تواند به جای دو کاندید ریاست جمهوری به توافق دست یابد. آن ها تلاش های خود را در تمام کشور ها برای آوردن صلح، ثبات و دموکراسی انجام خواهد داد اما اینکه نخبگان سیاسی این کشور ها چه اندازه انگیزه برای حل بحران دارد، بستگی به خود این کشور ها دارد.nnبا تحلیل بالا می توان در مورد وضعیت افغانستان به این نتیجه رسید که نخبگان سیاسی افغانستان نه اراده برای عبور از وضعیت کنونی دارد و نه توانایی مدیریت وضعیت کنونی. بنابراین، بن بست های پی هم را نباید نسبت به رفتار ها و کنش های دیگران جستجو نمایم. بلکه ریشه این بن بست ها را باید در رفتار ها نخبگان دخیل جستجو کرد.nnدر پایان به عنوان نتیجه گیری باید گفت که نخبگان سیاسی و فکری کشور های خاورمیانه باید از کمک های بین المللی برای عبور از بحران و کاهش تنش ها استفاده نماید. بی توجهی به وضعیت داخلی از سوی نخبگان نتیجه جز منازعه های مسلحانه را در پی ندارد.منازعه و کشمکش گزینه خوبی برای هیچ یک از کشور های خاورمیانه از جمله افغانستان نیست. افتادن در دام خشونت ممکن است سال ها دوام یابد. تبدیل ستیز به سازش هزینه و فرصت زیاد می خواهد. بنابراین، قبل از آن که وضعیت وخیم گردد نخبگان سیاسی باید با یک توافق از وضعیت کنونی عبور نماید.n#کاپی pamir Hassanzai

ADVERTISEMENT

ADVERTISEMENT
2021-03-07

تعریف های از قدرت!nمورگانتا در تعریف قدرت از رابطه روانی بین واحدهایی که قدرت را اعمال می‌کنند و واحدهایی که قدرت بر آن‌ها اعمال می‌شود است.این رابطه دارای سه منشأ سود، هراس از زیان و احساس تعلق است که از طریق تهدید، جاذبه یا کاریزما اعمال می‌گردند.nnریمون آرون در تعریف قدرت توانمندی برای اقدام یا نابودی را ملاک قرار داده‌ میشود. وقتی افراد قدرت خود را در رابطه با دیگران اعمال می‌کنند مفهوم واقعی سیاست شکل می‌گیرد.nnراسل قدرت را نوعی توانمندی تعریف می‌کند که توانایی ایجاد تأثیرات مورد نظر را داشته باشد و بدین ترتیب قدرت مفهوم کمی پیدا می‌کند.nnدر تعریف هالستی قدرت نیازمند اقدام است؛ اقدامی که بازیگر الف نسبت به بازیگر ب دنبال می‌کند تا بازیگر ب روش خاصی که در تطابق با آرزوهای بازیگر الف است را در پیش بگیرد.nnارگانسکی قدرت را در دو قالب مثبت و منفی تعریف می‌کند؛ قدرت مثبت توانایی وادار کردن به اقدام خاصی است و قدرت منفی توانایی بازداشتن از اقدام نامطلوب.nnاز نظر کارل دویچ قدرت توانایی برتری یافتن در تعارضات و غلبه بر موانع است. وی سیاست را مشکل از کنترل رفتار بشری از طریق عادات و به شکل داوطلبانه یا از طریق تهدید به مجازات می‌داند. از نظر وی سیاست دربرگیرنده دو عنصر عادت و تهدید است.nnدیوید سینگر نیز قدرت را مستلزم نفوذ می‌داند. از نظر او دو تکنیک تهدید به مجازات و وعده و وعید از جمله مهم‌ترین تکنیکهایی قدرت محسوب می‌شوند.nnملاصدرا در تعریف قدرت به دو مفهوم اشاره کرده‌است: قدرت یک کیفیت نفسانی است که منشأ انجام کاری یا ترک آن خواهد شد، یعنی برای او امکان اقدام به کاری یا ترک آن به‌طور مساوی وجود دارد، بنابراین، از آنجا که فعل و ترک آن برای او مساوی است، در ترجیح یکی از آن دو، نیازمند انگیزه ای درونی است، زیرا ترجیح یک طرف بر طرف دیگر بدون مرجّح ممکن نیست. دوم اینکه فاعل باید آزاد باشد به گونه ای که هر گاه خواست، کاری را انجام دهد و هر گاه نخواست، آن را انجام ندهد.nnبخشایشی قدرت را وجود یک اراده مستولی و چیره که اراده‌های دیگر در طول آن قرار دارد تعریف می‌کند.nnاز دیدگاه عمید زنجانی قدرت مجموعه ای از عوامل مادی و معنوی است که موجب به اطاعت درآوردن فرد یا گروه توسط فرد یا گروه دیگر می گردد[email protected] HASSANZAI

ADVERTISEMENT

2021-02-28

معرفی رشته حقوق! nnپوهنځی حقوق و علوم سياسی فارغ التحصيلان اين پوهنځی در وزارت خانه های عدليه، ستره محكمه، څارنوالی، وزارت امور خارجه، داخله و ماليه استخدام ميشوند و اجرای وظيفه ميكنند.پوهنځی حقوق دارای چهار ديپارتمنت ذيل ميباشد.nحقوق عامهnحقوق جزا و علوم جناییnحقوق خصوصیnروابط بين المللیnتوانایی های لازم رشته حقوقnجسارت، قدرت استدلال، خلاقیت ذهنی و فن بیان خوب لازمه موفقیت در این رشته است. ممکن است که به دست آوردن لیسانس حقوق کار دشواری نباشد اما حقوقدان شدن بسیار مشکل است. چرا که علم حقوق امروزه با جامعه شناسی، روانشناسی و علوم فلسفی آمیخته شده است و یک حقوقدان باید از این علوم اطلاعات کافی داشته باشد.nهمچنین یک دانشجوی حقوق برای این که در رشته خود موفق گردد لازم است به زبان و ادبیات فارسی مسلط باشد چون منطق حقوق در ضمن این که شباهت های زیادی به منطق ریاضی دارد، یک منطق اقناعی و خطابی است.nیعنی یک حقوقدان باید بتواند کسانی را که مورد خطاب او قرار می گیرند و یا دادگاهی که مامور رسیدگی به دعوا است، با زبان سلیس و بلیغ قانع کند، در نتیجه باید به زبان و ادبیات مسلط باشد. در ضمن باید اطلاعاتی از ریاضیات داشته باشد..nدرس ها و واحدهای رشته حقوقnدروس پایه:nمقدمه علم حقوق، حقوق جزای عمومی، حقوق اساسی، حقوق مدنی، مبانی علم اقتصاد، عربی، مالیه عمومی، مبانی جامعه شناسی.nدروس اصلی و تخصصی:nآئین دادرسی مدنی ، متون حقوقی ، آئین دادرسی کیفری ، حقوق اساسی ، حقوق جزای عمومی ، حقوق بین المللی عمومی ، حقوق سازمانهای بین المللی ، حقوق اداری، اصول فقه، متون فقه، حقوق تجارت، قواعد فقه، حقوق تطبیقی، ادله ثبات دعوی ، حقوق کار، پزشکی قانونی، کار تحقیقی، حقوق بین المللی خصوصی .تسلط بر زبان عرب و فرانسه هم به اغلب دانشجویان حقوق توصیه می‏شود .nامکان ادامه تحصیل در این رشته تا مقطع دکتری تخصصی برای تمام گرایشهای حقوق وجود دارد.nدر حال حاضر به دلیل توسعه این رشته و تعداد زیاد فارغ التحصیلان آن، که از دانشگاههای دولتی و غیردولتی وارد بازارکار می‏شوند، یافتن کار مناسب برای فارغ التحصیل لیسانس با دشواری هایی توام است و بویژه متقاضیانی که علاقه مند به کار خاصی در این رشته هستند، مثل متقاضیان وکالت، با محدودیت‏هایی مواجه می‏شوند .nاما در کل یک دانشجوی خوب و علاقه‏مند می‏تواند پس از گواهی لیسانس و با تکیه بر معلومات خود در شغل‏های متنوعی مثل وکالت دعاوی دادگستری ، مشاور حقوقی بانک‏ها ، شهرداری‏ها، شرکت‏ها و وزارتخانه‏ها و سردفتری دفاتر اسناد رسمی مشغول فعالیت شوند.n🔻 دیپارتمنت ها nn1 - حقوق خصوصی: nحقوق خصوصی به عنوان یکی از اساسی ترین رشته های علم حقوق محسوب میشود. در این رشته محصلین با قواعد حاکم بر روابط اشخاص در اجتماع (احوال شخصیه حقوق تجارت ، شرکت و مشاركتها معاملات بانکداری حل منازعات و...) آشنا میشوند .nحقوق خصوصی به روابط بین خود مردم می‏پردازد که مهمترین آنها روابط تجاری است که عامل ایجاد رشته حقوق تجارت شده است و یا مسائل مربوط به حقوق مدنی است که از آن جمله می‏توان به اموال ، مالکیت ، قراردادها، مسؤولیت‏هایی که اشخاص در خطاهایی که مرتکب می‏شوند برایشان به وجود می‏آید مثل مسؤولیت ناشی از حوادث ، قواعد مربوط به ارث ، وصیت ، ولادت ، اقامتگاه اشخاص و دهها مورد دیگر اشاره کرد.nn2 - حقوق جزا و علوم جناییnnجرم و جنایت از پدیده های مخل نظم و آسایش جامعه محسوب میگردد . به منظور پیش گیری از وقوع جرایم و تطبيق ضمانت اجرا ها بر اعمال جرمی که صورت میگیرد ، قانونگذار قواعدی را وضع نموده است . این رشته حقوق جرایم و مجازات ها را در سطح ملی و بین المللی به محصلان حقوق میشناساند و محصلان با کسب این مهارت ها امکان انجام کار مسلکی در نهاد های چون څارنوالی محاكم ، وکالت دفاع وسایر بخشهای مربوطه را ، کسب مینمایند .nn3 - حقوق عامه: n.حقوق عامه شامل حقوق قوای سه‏گانه کشور، حاکمیت و آنچه که مربوط به اداه کشور است بیشتر به تعیین روابط فرد و اجتماع با دولت و مباحث مربوط نظام حقوقی کشور و چگونگی پذیرش تفکیک قوا در آن میپردازد. در همین حال حقوق عامه یکی از اساسی ترین رشته های حقوق به شمار میرود، این دیپارتمنت علاوه بر اینکه بخش زیادی از مضامین رشته قضایی څارنوالی را تحت پوشش قرار میدهد، برخی از مضامین مربوط به رشته اداری دیپلماسی را نیز ارائه مینمایدnn4 - روابط بین المللnهمچنین شاخه ای از حقوق به روابط بین المللی می‏پردازد که خود به دو بخش حقوق روابط بین الملل عمومی و خصوصی تقسیم می‏شود که حقوق روابط بین الملل عمومی به روابط بین دولتها و سازمانهای بین‏المللی می‏پردازد. در این شاخه از علوم سیاسی دیپلماسی تعامل با سازمانهای بین المللی مد نظر بوده و هدف تربیت متخصصینی است که ضمن اشنایی با مواضع افغانستان در سازمانهای بین المللی نسبت به مسایل روز و تحولات بین المللی درک درستی داشته باشند. غایت تعیین شده (اداری و دیپلماسی پوهنحی حقوق و علوم سیاسی تربیه کدر های مسلکی و حرفه ای در عرصه های حقوق بین الملل ، اصول روابط بین الملل ، پالیسی جهانی ، جهانی شدن سیاستخارجی و ابزار های آن جهت تامین منافع ملی کشور است. محصلين این دیپارتمنت بعد از پایان هشت سمستر و چهار سال تحصیلی در نهاد های مرتبط با رشته تحصیلی شان (اغلب در وزارت امور خارجه ) به کار گماشته میشوند[email protected] Hassanzai

ADVERTISEMENT

2021-02-05

به وظايف كنسولي می پردازیم:nnبه موجب ماده ( 5 ) معاهده 1963 وين ، وظايف كنسولي عبارتند از :nn1 – حمايت و حفاظت از منافع كشور فرستنده و اتباع آن ( اعم از اشخاص حقيقي و حقوقي ) در قلمرو كشور پذيرنده ودر حدود مقررات حقوق بين الملل .nn2 –كمك به توسعه مناسبات بازرگاني . اقتصادي ، فرهنگي و علمي ميان كشور فرستنده و كشور پذيرنده و بسط روابط دوستانه بين دو كشور به هر طريق ديگر ، در حدود مقررات اين معاهده .nn3 – كسب اطلاع از اوضاع و تحولات بازرگاني ، اقتصادي ، فرهنگي و علمي كشور پذيرنده . همراه با استفاده كليه وسايل مشروع و گزارش آن به كشور فرستنده و همچنين دادن اطلاعات به اشخاص ذينفع .nn4 – صدور گذر نامه و اسناد مسافرت جهت اتباع كشور فرستنده و صدور رواديد يا اسناد مربوط براي اشخاصي كه ميخواهند به قلمرو كشور فرستنده مسافرت كنند .nn5 – كمك و مساعدت به اتباع كشور فرستنده ، اعم از اشخاص حقيقي يا حقوقي .nn6 – اقدام به عنوان سردفتر اسناد رسمي و مأموريت ثبت احوال و سمتهاي مشابه و همچنين اجراي بعضي از اعمال اداري ، تا حدي كه قوانين كشور پذيرنده با آن تناقض نداشته باشد .nn7 – حفظ منافع اتباع كشور فرستنده ( اعم از اشخاص حقيقي يا حقوقي ) ، در مورد ارث در كشور پذيرنده و طبق قوانين كشور پذيرندهnn8 – حفظ منافع صغار و محجوريني كه تبعه كشور فرستنده ميباشند ، در حدود قوانين كشور پذيرنده ، بخصوص در مواردي كه اعمال قيوميت و يا سرپرستي در خصوص اين قبيل اشخاص لازم باشد .nn9 – نمايندگي اتباع كشور فرستنده در تأمين منافع و حقوق آنان در محاكم يا نزد ساير مقامات كشور پذيرنده مشروط بر اينكه اتباع مزبور قادر به حضور در دادگاه و دفاع از منافع خود نباشند و با رعايت رويه و عرف جاري و قوانين كشور پذيرنده ضروري است .nn10 – ارسال اسناد قضايي و غير قضايي يا اجراي نيابت قضايي بر طبق موافقتنامه هاي بين المللي معتبر يا در صورت عدم وجود چنين موافقتنامه هايي ، به هر نحو ديگري كه با قوانين كشور پذيرنده منطبق اســت .nn11 – اعمال حقوق نظارت و بازرسي مقرر در قوانين كشور فرستنده نسبت به ناوهاي دريايي و كشتــــــي هاي رودخانه اي كه تابعيت كشور فرستنده را دارند و هواپيماهايي كه نزد آن كشور به ثبت رسيده اند و همچنين نسبت به كاركنان ناوها و هواپيماهاي مزبورnn12 – رسانيدن كمك به ناوها و كشتي ها و هواپيماهاي مذكور در بند ( 11 ) اين ماده و به كاركنان آنها و همجنين اخذ اظهار نامه هاي مربوط به مسافرت ناوها و كشتي هاي مزبور و بررسي و مهر كردن اسناد مسافرتي ، بدون لطمه زدن به اختيارات مقامات كشور پذيرنده و انجام تحقيقات درياره وقايعي كه طي مسافرت دريايي رخ داده و حل هر نوع اختلاف بين ناخدا و افسران و ملوانان ، تا آنجا كه قوانين و مقررات كشور فرستنده اجازه دهد .nn13 – انجام هر گونه وظيفه ديگري كه كشور فرستنده به عهده يك پست كنسولي محول نموده باشد ، مشروط به اينكه قوانين و مقررات كشور پذيرنده ، آنها را منع نكرده باشد و يا مورد ايراد كشور پذيرنده نباشد و يا وظايفي كه در موافقتنامه هاي بين المللي معتبر موجود بين كشور فرستنده و پذيرنده ذكر شده است .nn14 – اقدام به قوانين و مقررات كشور محل مأموريت ( ماده 55 معاهده 1963 وين )nn15 – عدم اشتغال به فعاليت هاي حرفه اي يا تجاري به قصد انتفاع شخصي ( ماده 57 معاهده 1963 ويـــن )[email protected] hassanzai

ADVERTISEMENT

ADVERTISEMENT
2021-01-31

کوتاه دیپلماسی عمومی چیست! nدیپلماسی عمومی (انگلیسی: Public diplomacy‎) به برنامه‌های تحت حمایت دولت اشاره دارد که هدف از آن‌ها اطلاع‌رسانی یا تحت تأثیر قرار دادن افکار عمومی دیگر کشورها است. ابزار اصلی آن نیز انتشار متن، تصاویر، دادوستد فرهنگی، رسانه‌های همگانی و اینترنت است.nاصطلاح دیپلماسی عمومی با هدف ارتباط حکومت آمریکا با شهروندان سایر کشورها ابداع شد. دیپلماسی عمومی شامل برنامه‌های فرهنگی و آموزشی و تبادل شهروندان سایر کشورها و در چارچوب حمایت‌های دولتی می‌باشد. دیپلماسی عمومی می‌تواند از طریق کانال‌های رسمی یا خصوصی و نیز توسط مؤسسات یا افراد صورت بگیرد.nتأثیرگذاری و شکل‌دهی افکار عمومی به‌وسیله دولت آمریکا در کشورهای دیگر؛ تعامل گروه‌های خصوصی و منفعتی یک کشور با نظایرشان در کشورهای دیگر؛ گزارش مسائل خارجی و تأثیر آن بر سیاست خارجی، ارتباط بین فرهنگی، از جمله ابعاد دیپلماسی عمومی است. بر مبنای این دیدگاه در این حالت، محوریت با جریان فراملی اطلاعات و عقاید است. دیپلماسی عمومی در سیاست خارجی هر کشور به دو صورت محقق می‌شود: مدیریت سازمان‌های دیپلماتیک رسمی؛ و به صورت خودجوش و در راستای سیاست‌های کلان کشور[email protected] hassanzai

ADVERTISEMENT

2021-01-23

کوتاه مدیریت چیست؟ nمدیریت عبارت است از فرایند به‌کارگیری کارا و اثربخش منابع مادی و انسانی زیر نظام ارزشی پذیرفته شده آن جامعه با عنایت به اصولی چون برنامه‌ریزی، سازماندهی، بسیج منابع و امکانات، هدایت و کنترل و نظارت بر اساس هدف‌های از پیش تعیین شده «ا.م. ا».nهر مدیری با کارگران کارخانه صحبت می کند؛ مذاکره بین اعضای یک سازمان امری بسیار مهم در مدیریت است.nتاکنون، تعاریف متعددی برای مدیریت ارائه شده‌است. برخی از مهم‌ترین تعاریفی که ارائه شده، به قرار زیر است:nnهنر انجام کار به وسیله دیگرانnفرایندی که طی آن تصمیم‌گیری در سازمان‌ها صورت می‌پذیردnانجام وظایف برنامه‌ریزی، سازماندهی، رهبری، هماهنگی و کنترلnعلم و هنر هماهنگی کوشش‌ها و مساعی اعضای سازمان و استفاده از منابع برای نیل به اهداف سازمانیnبازی کردن نقش رهبر، منبع اطلاعاتی، تصمیم‌گیرنده و رابط برای اعضای سازمانnمدیریت از دید کارکردی شامل وظایفی همچون برنامه‌ریزی، تصمیم‌گیری، سازماندهی، نوآوری، هماهنگی، ارتباطات، رهبری، انگیزش و کنترل می‌گردد. این نوع تعاریف از مدیریت اگر چه با کمی و کاستی یا فزونی‌هایی در واژه‌های بیان‌کنندهٔ وظایف روبروست، اما به نظر روان‌تر از تعاریفی است که می‌کوشند مدیریت را محصور به یک ویژگی خاص نمایند یا ارزش فلسفی خاصی به مفهوم بیفزایند. بااین‌حال، تعاریف متعدد از مدیریت با توجه به کارکردهای آن از سوی محققانی چون فایول یا گیولیک دارای تفاوت‌هایی است که به‌سادگی نمی‌توان از آن‌ها گذر کرد. آنچه واضح است علم مدیریت هنوز نتوانسته‌است تعریف خود را مدیریت کند.nتعریف ذیل، مفاهیم کلیدی مدیریت را دربردارد:nمدیریت یک فرایند است.nمفهوم نهفتهٔ مدیریت، هدایت تشکیلات انسانی است.nمدیریت مؤثر، گرفتن تصمیمات مناسب و دست یابی به نتایج مطلوب.nمدیریت کارا به تخصیص و مصرف مدبرانه می‌گویند.nمدیریت بر فعالیت‌های هدفدار تمرکز دارد.nمدیریت عبارتست از عملی که به‌صورت آگاهانه و مستمر انجام می‌شود و به سازمان شکل می‌دهد[email protected] Hassanzai

ADVERTISEMENT

2021-01-19

اهداف سیاست خارجی چیست? nهمه کشورها در سیاست خارجی خود اهدافی را تعقیب می کنند. کلان ترین بازی در جوامع بشری بازی دولت ها در نظام بین الملل است؛ واضح است که بازی در چنان سطح گسترده که بدون تردید انرژی بسیاربزرگی نیز لازم دارد بدون داشتن اهداف مشخص انکان ناپذیر است. عوامل داخلی و خارجی گوناگونی در گزینش هدف و دستیابی به آن دخالت دارند. میزان اقتدار داخلی و بین المللی استراتیژی سازان و پالیسی سازان را ایجاب خواهد کرد در تدوین اهداف سیاست خارجی آن عامل ها را از نظر دور ندارد. اهداف کشورها در ساختار نظام بین المللی مشابه و یکسان نیست، هر کشوری با توجه به توانایی و میزان قدرت خود اهدافی را طرح و مورد اجرا می گذارد.nبه رقم این تفاوت اما، حفظ تمامیت ارضی، حفظ استقلال، تامین امنیت ملی، رفاه ملی، حیثیت ملی و کسب قدرت از خواست ها و اهداف اولیه ی مشترک همه کشورها به شمار می رود. آن چه در احراز و دست یابی کشورها به این اهداف یاری می رساند، در درجه اول حمایت گسترده مردم در داخل آن کشورها و در جه دوم قدرت لازم برای کسب اهداف و متقاعد کردن دیگران برای توافق و تعامل به سمت وسوی رسیدن به آن اهداف است. از سوی دیگر چراغ راهنمای سیاست خارجی کشورها منافع ملی آنان است. بدون در نظر داشت منافع ملی کشورها، طرح سیاست خارجی فاقد ظرفیت و انگیزه لازم بوده و انجامی جز شکست ندارد. اینک در این نوشته به اهداف اساسی که منبای سیاست خارجی کشور ها را شکل می دهد به صورت مفصل تر پرداخته می شود.nحفظ یکپارچگی ملی؛ مهم ترین سیاست خارجی کشورها حفظ تمامیت ارضی یا یکپارچگی جغرافیایی است. سایر اهداف به تبع و به تعقیب این هدف تامین می شود. به صورت کلی دو رویکرد کلان برای تحقق حفط تمامیت ارضی کشورها وجود دارد؛ سیاست حفظ وضع موجود و سیاست تغییر و ضع موجود. کشوری که خواهان حفظ تمامیت ارضی در چارچو بهای فعلی باشد، تلاش می کند تا آن سرحدات را به گونه دست نخورده و بدور از تعرض سایر کشورها حفظ کند. به بیان دیگر هدف از سیاست اولی بیشتر تثبیت مرزها در جغرافیایی کنونی است. در رویکرد دوم اما، کشورها تلاش می کنند، خطوط مرزی جغرافیایی فعلی را تغییر دهند.nاین کشورها ادعای فراتر از آن دارند که به شکل فعلی به چشم می خورد. بدیهی است که سیاست تجدید نظر با استفاده از دو شیوه اجبار و آشتی جویانه روی دست گرفته می شود. در ابتدا کشورها تلاش می کند، به شیوه های گفتگو و چانه زنی، کشورهای دیگر را متقاعد به تغییر خطوط مرزی نماید، در صورتی که این سیاست جواب ندهد، باب جنگ و منازعه باز می شود که بدون تردید پیامد های هنگفتی نیز به همراه دارد. اقدام عراق زمان صدام حسین برای تصرف کویت با تمرکز به شیوه جنگی و حمله مسلحانه صورت گرفت، متعاقبا حمله نیروهای کویتی و آمریکایی برای عقب راندن نیروهای عراقی نیز به شیوه مسلحانه به پایان رسید. نمونه زیادی از این نوع اقدامات در تاریخ کشورها وجود دارد. نکته بسیار مهم که ذکر آن در این جا ضروری به نظر می رسد، این است که در مورد مناقشات مرزی و تغییر خطوط جغرافیایی کشورها کمتر تحاضرند بدون توسل به جنگ به توافق لازم دست یابد.nدر مرحله دوم امنیت ملی از مهم ترین اهداف سیاست خارجی کشورها می باشد. لزوم دفاع از کشور در برابر تجاوز احتمالی دشمن، از اولویت خاصی برخوردار است. تنها درصورتی از اهمیت این عامل کاسته خواهد شد که نظامی در جهان شکل بگیرد که هیچ کشوری سودای تجاوز به کشورهای دیگررا در سر نپروراند یا سازمان های بین المللی از چنان ظرفیت و درایتی برخوردار شوند که بتوانند از هر تجاوزی در هر جا و به هر صورت جلوگیری نماید. امنیت ملی امروزه ماهیت متفاوت از گذشته یافته است. دستکم پس از جنگ دوم جهانی، مفهوم امنیت ملی دارای معنای سه گانه آمادگی سیاسی، آمادگی نظامی و آمادگی اقتصادی می باشد.nانعقاد پیمان های امنیتی با کشورهای بیرونی، مذاکره در مواردی که اختلاف نظر میان کشورها وجود دارد، بهره گیری از نظام بین الملل برای دفاع جمعی، از جمله مولفه های عوامل آمادگی سیاسی است. دارا بودن منابع مهم طبیعی و غذایی، داشتن توانایی و مهارت های صنعتی داشتن بنیادهای لازم و کافی برای ایجاد مراکز تولیدی از آمادگی های اقتصادی و داشتن طرح استراتژیک و درازمدت دفاعی به منظور رویاروریی با دشمن، داشتن نیروی نظامی کارآزموده ، امکان سریع آمادگی روانی مردم برای حمایت از گاردهای دفاعی از جمله عامل های آمادگی نظامی است.nرفاه ملی نیز هدف دیگری در راستای اتخاذ سیاست خارجی کشورها است. در عمل به چنین وظیفه ای است که دولت ها تلاش برای برگزاری روابط تجاری و تکنولوژیک می نمایند. تامین رفاه ملی بیشتر مستلزم دو گروه از عامل ها است. ثروت طبیعی و منابع ملی، موقعیت جغرافیایی دسترسی به مراکز صنعتی جهان و کیفیت و کمیت جمعیت از گروه اول و چگونگی بهره برداری از امکانات که در واقع امر بازتاب میزان پیشرفت در علوم وفنون می شود در گروه دوم جای می گیرد.nحیثیت ملی؛ به همان میزان که فرد در جامعه داخلی به حفظ حیثیت خود پای بند است، در صحنه نظام بین المللی نیز دولت ها می خواهند از احترام، حیثیت و منزلت لازم بر خوردار باشند. نظام بین المللی جایی است که بیش از هر مکان دیگر منزلت ملی کشورها بر محور قدرت می چرخد. از این رو شگفت اور نیست که منزلت ملی کشورهای بالاتر است که از قدرت بیشتری بهره مند باشند.nیکی دیگر از مبانی عمده در تعیین سیاست خارجی کشورها گرایش کشورها به سمت قدرت است. تلاش برای دست یابی به قدرت بیشتر از ویژگی مشترک جوامع داخلی و بین المللی به شمار می رود. مورگنتا می نویسد»کشمکش برای دستیابی به قدرت پویشی جهانی است که به زمان و مکان خاصی محدود نمی شود. این واقعیتی انکار ناپذیر و تجربه شده است.» به هر میزان کشوری از قدرت بیشتر در صحنه نظام بین الملل برخوردار باشد، توانش برای تامین منافع ملی و رفاه کشوری بیشتر خواهد بود. گرچه در اهمیت قدرت درسیاست بین المللی تردیدی نیست، اما برخی آن را پدیده ناخواستنی و مانعی در راه همکاری بین المللی و صلح جهانی دانسته اند. به هر حال، آن چه مهم است ماهیت کاربرد قدرت در نظام بین الملل است و توان کشورها برای حصول به منافع.nبه اقضای مباحث فوق در پایان باید یاد آور شد که سیاست خارجی کشورها همواره درپرتو اهداف آنان طرح و اجرا می شود. به رغم وجود عوامل مشترک میان کشورها در تعیین اهداف سیاست خارجی، هر کشوری با توجه به توانایی های داخلی وبه ویژه میزان قدرت و حمایت مردم، سیاست خارجی خود را طرح می نمایند. با این وصف حفظ استقلال و تمامیت ارضی، تامین رفاه ملی، تامین حیثیت و پرستیژبین المللی و کسب قدرت از محوری ترین اهداف سیاست خارجی کشورها به شمار می رود.n @Pamir hassanzai

ADVERTISEMENT

ADVERTISEMENT

Similar Places:

نظام فدرالی تنها راه حل جنگ و تعصب و خود...
Ahmad Wali Massoud's official page ! صفحهء رسمی احمدولی مسعود رئیس...
ADVERTISEMENT
Former DABS CEO, Former Deputy Minister of Finance, Human Rights...
ADVERTISEMENT
رازی چي یو بل ته ورور ووايو تعصب ته نه...
این یک صفحه کاملا سیاسی و مستقل راجع به اوضاع...
ADVERTISEMENT
زموږ سياست د خپل ولس او هيواد خدمت کولو لپاره...
Ex. Afghan Ambassador to India & Bhutan, Maldives Nepal. Dy...
ADVERTISEMENT
د شخړو هوارۍ او له دولت سره د خلکو...
ADVERTISEMENT
صفحهٔ رسمی عبدالشکور واقف حکیمی نمایندهٔ مردم بدخشان در پارلمان...
Commissioner of Afghan independent human rights commission.
ADVERTISEMENT
ADVERTISEMENT
Minister of Hajj and Religious Affairs
Abdul Jalil Qazizada
ADVERTISEMENT
ADVERTISEMENT